احادیث و سخنان

صحیفه امام کاظم – دعا در برطرف شدن بلا ۱

اشاره
روی انه لما دخل علی الرشید و قد کان قد هم به سوء، فلما رآه وثب الیه و عانقه و وصله و غلفه بیده و خلع علیه، فلما تولی قال الفضل بن الربیع: یا امیرالمومنین! اردت ان تضربه و تعاقبه فخلعت علیه و اجزته، فقال: یا فضل! انی ابلغت عنه شیئا عظیما فرایته عندالله مکینا، انک مضیت لتجیئنی به فرایت اقواما قد احدقوا بداری، بایدیهم حراب قد اغرزوها فی اصل الدار، یقولون: ان اذیت ابن رسول الله خسفنا بک و ان احسنت الیه انصرفنا عنک، قال الفضل: فتبعته علیهالسلام و قلت له: ما الذی قلت حتی کفیت شر الرشید؟ فقال علیهالسلام: دعاء جدی علی بن ابیطالب علیهالسلام، کان اذا دعا به ما برز الی عسکر الا هزمه و لا الی فارس الا قهره، و هو دعاء کفایه البلاء، قلت: و ما هو؟ قال: اللهم بک اساور، و بک اجادل، و بک اصول، و بک انتصر، و بک اموت، و بک احیی، اسلمت نفسی الیک، و فوضت امری الیک، لا حول و لا قوه الا بالله العظیم. اللهم انک خلقتنی و رزقتنی، و سررتنی و سترتنی من بین العباد، بلطفک خولتنی، اذا هربت رددتنی، و اذا عثرت اقلتنی،و اذا مرضت شفیتنی، و اذا دعوتک اجبتنی، یا سیدی ارض عنی فقد ارضیتنی.
دعای آن حضرت در برطرف شدن بلا
روایت شده: هنگامی که آن حضرت بر هارون وارد شد، او قصد بدی در مورد ایشان داشت، اما بعد از دیدن ایشان برخاسته و آن حضرت را بوسیده و هدایایی به ایشان داد، آنگاه که امام بازگشت فضل بن ربیع به هارون گفت: ای امیرمومنان قصد آزار و اذیت او را داشتی اما هدیه به او داده و پاداش عطایش کردی، گفت: ای فضل امر بزرگی را از او مشاهده نموده و مقامش را نزد خداوند والا دیدم، هنگامی که رفتی تا او را نزد من آوری گروهی را دیدم که دور خانهام را محاصره کرده بودند، در دستهایشان نیزههایی بود که در پایههای ساختمان وارد کرده بودند، و گفتند: اگر فرزند پیامبر خدا را آزار دهی تو را در زمین فروخواهیم برد و اگر نیکویی نمایی بازمیگردیم، فضل گوید: به دنبال امام رفتم و گفتم: چه خواندی که شر هارون از تو دفع شد؟ فرمود: دعای جدم امیرمومنان – که بر او درود باد- هرگاه آن را میخواند به لشکری حمله نمیبرد مگر این که آنان را فراری میداد، و به جنگاوری حمله نمیکرد مگر این که بر او پیروز میشد، و آن دعای برطرف شدن بلا است، گفتم: آن دعا کدام است؟ فرمود: خدایا! به قدرت تو حمله کرده، و به یاری تو جدل نموده وبه وسیلهی تو به مقصد میرسم، و از تو یاری میجویم، و به ارادهی تو میمیرم و زنده میشوم، جانم را به تو تسلیم کرده و کارم را به تو واگذار میکنم، نیرو و توانی جز به خدای برتر و والا نیست. خدایا! تو مرا خلق کرده و روزی دادی، و مسرورم ساختی و مرا در بین مردم پوشاندی، و لطفت به من عطا کردی، هرگاه فرار کردم مرا بازگرداندی، و هرگاه لغزش نمودم آن را نادیده گرفتی، و هرگاه بیمار شدم شفایم دادی، و هرگاه تو را خواندم اجابت کردی، ای آقایم از من خشنود شو که مرا از خود خشنود ساختی.
برگرفته از کتاب صحیفه امام کاظم نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *