امامت و رهبری، حاکمان زمان

ظلم بنی امیه بر مردم غیر عرب

سیاست اموی بر این تعلق گرفت که مردم غیر عرب را از تمام حقوق طبیعی یک انسان، محروم کنند، این بود که با آنان بسان
حیوانات رفتار کردند، و – با این که آنان در حریم اسلام وارد شده بودند، اسلامی که به حقوق انسان احترام گذاشته و بین همهی
طبقات مردم، اعلان مساوات عادلانه کرده است – با آنها با خشونت و فشار زیادی روبرو شدند، این رفتار بنیامیه در حالی است که
میان مردم غیر عرب، طبقهی بزرگی از شخصیتهای اسلامی و رهبران فکری وجود داشتند و بخش عظیمی از فتوحات اسلامی، در
سایهی تلاش و جهاد آنان فراهم شد و به حق جای تأسف است که بنیامیه از هیچ کوششی، در خوار ساختن و ظلم بر اینان مضایقه
نکردند، مورخان انواع ناپسندی از این شکنجه ها را نقل کردهاند. البته باب این ظلم و جور را، کسرای عرب، معاویۀ بن ابیسفیان
اولین بار گشود و حرمت آنان را به باد داد و بناحق خونهایشان را ریخت و هم او بود که احنف بن قیس تمیمی و سمره بن جندب
هلالی را طلبید و به ایشان گفت: میبینم که این خرها – یعنی ایرانیان غیر عرب – زیاد شدهاند و میبینم که از پیشینیان بریدهاند و
گویا میبینم که از طرف آنان نسبت به عرب و زمامداری حمله میشود، من تصمیم گرفتهام تا به منظور روبراه شدن بازار و آبادانی
صفحه ۱۵۶ از ۲۷۲
راه، گروهی از آنان را بکشم، نظر شما چیست؟ سمره، نظر او را تأیید کرد و اصنف با نظر وی مخالفت کرد و او را قانع کرد تا این
کار را نکند [ ۵۴۰ ] . پادشاهان اموی پس از وی نیز بر همین راه و روش ناپسند بودند و غیر عربها را خوار کرده و آنان را از
مقرری و روزیشان محروم ساختند، یکی از مردم خراسان نزد عمر بن عبدالعزیز آمد و از او درخواست عدالت و مساوات نموده و
ای امیرالمؤمنین! بیست هزار تن از غیر عرب بدون مواجب و بیبهره از روزی مقرری دارند میجنگند و همین تعداد کافران » : گفت
۵۴۱ ] . حکومتهای اموی با آنان به صورت ] «… ذمی وجود دارند که اسلام آوردهاند و دارند مالیات [ صفحه ۳۵۷ ] میپردازند
محروم ساختن از حقوق، ستمگرانه برخورد کردند و ایشان را از بخشش و خوراک محروم ساختند، با اینکه آنها نیز مانند بقیه
سربازان میجنگیدند و فتح میکردند و این از عواملی بود که باعث ناراحتی زیاد در صفوف آنها و گسترش میدان عداوت آنان و
خود میگوید: حجاج بن یوسف – وقتی که « العرب و الموالی » پیوستنشان به هر شورشی – بر ضد بنیامیه – میشد. حافظ در کتاب
عبدالرحمن بن اشعث، بر او خروج کرد و با وی جنگید و از دست قاریان عراق دید آنچه باید ببیند – بیشترین مبارزان با وی، مردم
براستی که شما » : غیر عرب از اهل بصره بودند، این بود که پس از فرو نشستن آتش شورش، آنها را جمع کرد و به ایشان گفت
آنگاه تمام آنها را به هرجا که خواست در شهرهای دوردست ،« خران و حیوانات بیزبانی هستید، و قاریان شما، بر شما سزاوارترند
پراکنده ساخت و روی دست هر کدام از آنها نام یک شهر را که به آن جا گسیل داشت، داغ نهاد [ ۵۴۲ ] . این تعصب کورکورانه
آنها به جایی رسید که غیر عربها را همدوش و برابر خود نمیپنداشتند، از این رو آنان را به اسم و لقبشان صدا میزدند و به کنیه
۵۴۳ ] – چون کنیه دلیل بر تساوی با عرب بود – صدا نمیزدند، همان طوری که به آنها اجازه نمیدادند تا جلوتر و یا به همراه آنها ]
راه بروند، مگر این که پشت سر آنها باید حرکت کنند و برای سپاهیان عرب از آنها سرلشکر تعیین نمیکردند و به هیچ کس از
آنها اجازه نمی دادند تا جلو بایستد و بر جنازهی عربی که مرده، نماز بخواند. هر گاه از این مردم غیر عرب کسی را به خاطر دانش
و فضیلتش میخواستند با آنان هم غذا شود، او را سر راه نانوایی کنار سفره مینشاندند، تا هر کس او را ببیند، بداند که او در
حقیقت عرب نیست و هرگاه یک فرد عرب از بازار برمیگشت و همراهش [ صفحه ۳۵۸ ] چیزی بود و غیر عربی را میدید، به او
میداد تا برایش حمل کند و او حق نداشت خودداری کند و اگر غیر عربی را سواره میدید و میخواست که او از مرکبش پیاده
شود، پیاده میشد [ ۵۴۴ ] . مورخان اشکال مختلفی از این فشارهای اجتماعی را برای مردم غیر عرب نقل کردهاند، کاری که امویان
برخلاف دستور اسلام عمل کردهاند، زیرا اسلام آنها را به مساوات عادلانه میان تمام مسلمانان – بدون تفاوتی بین عرب و عجم، و
سفید و سیاه – دستور داده بود. محققا این تفرقه نژادی، باعث اختلاف کلمهی مسلمانان و گسترش کینه و اختلاف میان آنها شد،
همان طوری که باعث شد تا غیر عرب پیشاپیش شورشیان بر ضد حکومت اموی بوده و وسیلهی نابودی سلطنت آنان گردند.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *