امامت و رهبری، حاکمان زمان

عصمت امام

عصمت از نظر شیعه، رکن اساسی در امامت و از جمله ارکان اولیه، در بنیاد عقاید آنها است. متکلمان در تعریف عصمت گفتهاند:
عصمت، لطفی از جانب خدا است که به کاملترین بندگان و به کسی که در پیشگاه او از همه برتر است میدهد، که بدان وسیله از
ارتکاب گناهان و جرائم – چه به عمد و چه به سهو – خودداری میکند… به دنبال این عقیده، بسیاری از تهمتها و برچسبها بر ایشان
زده شده است. گروهی آنان را به غلو و زیادهروی در محبت متهم کردهاند، اما وقتی که ما به ادله مراجعه میکنیم، میبینیم همان
انما یرید الله » : را تأیید میکنند، که شیعه معتقد است و در این زمینه استدلال به آیهی تطهیر، ما را بس است که خدای متعال فرماید
۱۵۶ ] . که این آیه به طور واضح دلالت بر عصمت ائمهی اهل بیت ] «. لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا
علیهم السلام از گناهان و پاکی ایشان از گمراهی و پلیدی دارد. بدان جهت که در آیه، منحصر کردن ارادهی از بین بردن پلیدی –
در جملهی خبری، و تکرار لفظ طهارت « لام » که از قویترین حروف حصر، و با افزودن « انما » یعنی گناهان – به وسیلهی کلمهی
[تطهیرا مفعول مطلق تأکیدی پس از یطهر]، همهی اینها از نظر صناعت ادبی دلالت بر حصر و اختصاص دارند. چنان که با ارادهی
خداوند به از بین بردن پلیدی از ایشان، محال است که آنچه مورد اراده است از ارادهی حق تخلف پذیرد، خدای متعال فرموده
۱۵۷ ] . و به این ترتیب استدلال بر عصمت ایشان از هر گناه و معصیتی، ] «. انما أمره اذا أراد شیئا أن یقول له کن فیکون » : است
برهانی کامل [ صفحه ۱۳۳ ] و تمام است [ ۱۵۸ ] . همان طوری که حدیث ثقلین به طور واضح بر عصمت اهل بیت دلالت دارد، زیرا
که پیامبر (ص) در آن حدیث شریف کتاب و عترت را، قرین ساخته است، پس همچنان که قرآن مجید از خطا و اشتباه مصون
است، همچنین عترت نیز از خطا و لغزش مبرا است و اگرنه، مقارنه و همسانی بین آنها درست نبود. و با وجود دلایل قاطع بر اعتبار
عصمت در امام علیه السلام، جایی برای اعتراض بر شیعه از این بابت نمیماند. چنان که علامه شیخ محمد امین زینالدین میگوید:
شیعه چه کند، وقتی که طبیعت اسلام به ذات خود آنان را به چنین عقیدهای ناگزیر میسازد؟ آخر شیعیان چه کنند، وقتی که »
نصوص قرآن و روایات و سنت معتبر و دلایل عقلی آنها را بر این عقیده وا میدارد؟ چه کنند، وقتی که تمام این دلایل آنها را به
این نتیجه میرساند؟ و آیا عصمتی را که شیعیان آن را شرط امامت امام مسلمانان میدانند، امام را از زمرهی بشری بیرون میکند و
در شمار خدایان – آن طوری که دروغپردازان میخواهند بگویند – درمیآورد؟ و آیا عصمت به ذات خود، یک جزء الهی است،
تا باعث شود که اگر ما آن را شرط دانستیم، قائل به حلول دربارهی خلیفه شده باشیم؟ و آیا خداوندی خدا اجزایی دارد، تا عصمت
یکی از آن اجزاء به حساب آید و این بهتان بتواند پا بگیرد؟ آیا آن را تمام مسلمانان شرط رسالت پیامبر نمیدانند؟ پس چرا این
پیامد در آن جا لازم نمیآید؟ و آیا کسی در آن جا چنین انتقادی به عمل آورده است؟ عصمت از نظر تمام مسلمانان شرط رسالت
پیامبر است، هرچند که فرقه های اسلامی دربارهی تعریف این شرط اختلاف نظر دارند؛ آیا عصمت، تنها شرط دوران نبوت است، یا
تنها شیعهی اهل بیت معتقد است عصمت شرط رسالت پیامبر » : حتی پیش از این دوره نیز باید معصوم باشد؟ محمد امین میگوید
(ص) و امامت امام در تمام دوران زندگی، از همهی انواع گناهان و تمام نقایص گوناگون، حتی از خطا و غفلت و فراموشکاری
است. [ صفحه ۱۳۴ ] عصمت، معیار نفسانی مهمی است که از تعادل مجموع قوا و رسیدن هر یک از قوا به آخرین درجهای که
ممکن است یک انسان برسد فراهم میآید، آنگاه قوهی عقلیه بر تمام این قوا و غرایز و طبایع سیطرهی کامل پیدا میکند، تا آن جا
که به تنهایی هیچ کاری انجام نداده و بدون فرمان عقل در هیچ کاری وارد نمیشوند. این مقام ارجمند ذاتی که یک انسان والا از
محدودهی طبیعت بالاتر میرود و بدان وسیله از لغزش در اراده و پس از آن، از انحرافات و کجرویها باز میدارد، آن کجرویهایی
که – به گفته دانشمندان روانشناس – در جهت ناخودآگاه ذهن باقی میماند و به صورت یک عقدهی نفسانی درمیآید و در
انگیزه ها و رفتار انسان و در هدفها و ملکاتش حاکم گشته و ناخودآگاه وی را به سرپیچی از فرمان حق و انحراف از عدالت
میکشاند. این مرتبهی والای ذاتی، که مشاعر انسان کامل را بیدار میسازد و او غفلت نمیورزد، و ملکات و نورانیتش بالا میرود
و منحرف نمیشود و فرو نمیافتد. و حالتی که از هر جهت ضامن سلامت نفس است همان عصمتی است که مذهب اهل بیت آن
را برای حکومت اسلامی شرط ریاست اعلی میداند. و به نظر من این شرط مطابق نهایت روشنی و جلای روح است، همان طوری
۱۵۹ ] . براستی که منطق علمی با تمام ابعادش، به درستی عقیدهی شیعه، یعنی معتبر شمردن ] .«… که مطابق منتهای حکمت است
عصمت در ائمهی اهل بیت علیهم السلام – حکم میکند. اما عقیدهی مخالف آن، از منطق دلیل و برهان به دور است. در این جا
مطلب دیگری ماند، و آن اعتقاد شیعه بر این است که: امام باید در مسائل علمی، داناترین و بالاترین مردم باشد. و این جهت را به
اما علم امام علیه السلام، » : بهترین و روشنترین صورت و با بیان و استدلال بیشتری مرحوم شیخ محمد رضا مظفر بیان داشته است
وی معارف و احکام الهی و تمام دانستنیها را از طریق پیامبر و یا امام پیش از خود، دریافت میکند، و هرگاه احساس کند که
ناگزیر باید چیزی را از راه الهام به وسیلهی قوهی قدسیهای که خداوند آن را در امام به ودیعت نهاده [ صفحه ۱۳۵ ] است، و اگر به
چیزی توجه کند و بخواهد آن را به صورتی حقیقی بداند، هرگز در آن خطا نمیکند. و همهی اینها را مستند به دلایل عقلی
میداند، نه آن که مستند به تلقینات آموزگاران باشد، هرچند که علم وی قابل فزونی و افزایش است، و از این رو پیامبر میگوید:
پس از این استدلال، اضافه میکند:) و این مطلب به طور وضوح در تاریخ زندگی ائمه علیهم السلام ) .«! بار خدایا بر دانش من بیفزا »
همچون زندگی پیامبر (ص) میدرخشد. زیرا که آنان تحت تربیت هیچ کسی نبوده و زیردست هیچ آموزگاری، از آغاز کودکی تا
سن کمال حتی خواندن و نوشتن را نیاموختند، و دربارهی هیچ کدام از آنها به ثبوت نرسیده است که پا در مکتب خانهای گذاشته
باشد و یا با وجود آن همه مقام علمی – غیر اکتسابی – چیزی را از استادی، در طول زمان آموخته باشد. و اتفاق نیفتاد که چیزی از
جاری نشد. و هیچگاه پاسخ را « نمیدانم » آنان بپرسند، مگر این که فوری پاسخ آن را میگفتند و هرگز بر زبان آنها کلمهی
موکول به بعد و یا فکر کردن و نظایر اینها نکردند. در صورتی که شما در میان فقهای اسلام و راویان و دانشمندان اسلامی کسی را
پیدا نمیکنید، مگر این که، در شرح زندگی و تربیت و شاگردی وی نزد دیگران و اخذ روایت و دانش از افراد سرشناس، و ماندن
آنها در بعضی از مسائل و یا شک در بسیاری از معلومات، – همان طوری که عادت بشر در هر زمان و مکانی بوده – مطالبی آمده
امام، در هر » : است. [ ۱۶۰ ] . امام کاشف الغطاء صفات امام علیه السلام را مطرح کرده و دربارهی ویژگیهای علمی وی گفته است
فضیلتی بالاترین و در هر علمی داناترین فرد زمان خود میباشد. زیرا که هدف از وجود امام، به کمال رساندن بشر و پاک و پاکیزه
اوست خدایی که میان قومی درس ناخوانده، پیامبری از خود آن مردم برانگیخت » . ساختن نفوس به وسیلهی علم و عمل صالح است
تا بر آنها آیات وحی را تلاوت کند و آنان را از (آلودگیها) پاک سازد و شریعت و احکام کتاب آسمانی و حکمت الهی را [
۱۶۱ ] . در صورتی که شخص ناقص نمیتواند به دیگران کمال ببخشد، و فاقد شییء، معطی شییء نمیشود. ] «. صفحه ۱۳۶ ] بیاموزد
۱۶۲ ] . این است عقیدهی قاطع شیعه دربارهی علم امام، و هیچ ] «. بنابراین امام، در کمالات پایینتر از پیامبر و بالاتر از افراد بشر است
گونه غلو و تندروی – آن طوری که دشمنان شیعه را متهم میکنند – در این عقیده وجود ندارد.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *