معجزات و کرامات

علم غیب امامان شیعه

نخست به چند نکته توجه نمایید. ۱ – این باور حق بر همگان شفاف است که آگاهی از غیب مختص ذات باری تعالی است. عالم الغیب و الشهاده، [۱۰۶] ، عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول [۱۰۷] ، اگر دیگران بهرهای از آگاهی گذشته و آینده دارند، به تعلیم الهی است. در آثار دینی دانستن علم غیب در عین حال که از آن خداست به دیگران هم نسبت داده شده است. مانند کسانی که مورد رضای خدای سبحان باشند، اگر خدا بخواهد وی را، از غیب آگاه میسازد. که در آیه فرمود: الا من ارتضی من رسول. نتیجه این مقدمه این است که علم غیب دیگران به خواست و تعلیم خداست. ۲ – مقدمه دیگر این که در برخی آثار دینی آگاهی پیامبران و امامان نسبت به شریعت و دین آسمانی بسیار شفاف است که آنان به قیمت خصوصیات دینی و احکام به طور کافی آگاه هستند. فرض صحیح ندارد که پیامبر و یا امام نسبت به دین و شریعت حیطه مسؤولیت خویش ناآگاه باشد. [ صفحه ۵۰] ۳ – آگاهی پیامبران و امامان در موضوعات خارجی گذشته و آینده و نیز امور روزمره زندگیشان چگونه است؟ آیا به همه چیز در همه زمان (پیش از امامت و بعد از امامت) آگاهند؟ آیا اگر این گونه است ابراهیم خلیل (ع) می دانست که کارد سر فرزندش اسماعیل را نخواهد برید! و یا امیرالمؤمنین (ع) در لیله المبیت میدانست اتفاقی برای وی نمیافتد؟ اگر این گونه است این موارد فضیلت به حساب نخواهند آمد! نمی توان گفت که این دوران امیرالمؤمنین پیش از امامت بوده است، در آن زمان از علوم غیبی آگاه نبودهاند. زیرا علم و آگاهی برترین فضیلت به شمار میرود. فضایل و شایستگیهای پیامبر و امام مربوط به دوران امامت آنان نمیشود. علم و تقوا و عصمت آنان در تمام دوران زندگی آنان است. این فضایل پایه و اساس منصب نبوت و امامت میباشند. یعنی پایه منصبها، فضایل و حقایق وجودی آنان است. بر همین اساس رسول الله (ص) در مورد علی بن ابیطالب (ع) پیش از دوران امامتش این گونه سخن میگوید: هر چیزی از سروش غیب من میشنوم، علی تو نیز میشنوی و آنچه من میبینم، تو نیز میبینی، و انک تسمع ما اسمع و تری ما اری الا انک لست بنبی. [۱۰۸] . در روایات در مورد علم امامان معصوم (ع) این گونه آمده است که هرگاه بخواهند و صلاح باشد، خدای سبحان آنان را از هر چیز آگاه میسازد. امام صادق (ع): ان الامام اذا شاء ان یعلم اعلم، و نیز، ان الامام اذا شاء ان یعلم اعلم. [۱۰۹] . [ صفحه ۵۱] ۴ – نکتهی چهارم این که مسمومیتها در بسیاری موارد با اکراه شکل گرفته است. مانند مورد امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) و.. اگر بقیه موارد این گونه نباشد. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت نوشیدن زهر توسط امامان یا بازگشت به مقدم سوم دارد، همانند لیله المبیت امیرالمؤمنین (ع) و یا به مقدمه چهارم بازگشت دارد که مأموران، آنان را اکراه بر نوشیدن سم نمودند. اگر امام سم را نمینوشید به طرز دیگری، فجیعتر کشته میشدند. اینک شرح این نکته در مورد امام موسی کاظم (ع).
برگرفته از کتاب امام کاظم علیه السلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *