امامت و رهبری، حاکمان زمان

عنصر نفوذی امام کاظم علی بن یقطین

علی بن یقطین در سال ۱۲۴ هجری قمری در کوفه متولد شد و در همان شهر نشو و [ صفحه ۱۸۹] نما کرد و به تحصیل علم و ادب پرداخت. [۴۰۷] پدرش یقطین از مخالفان بنیامیه و از مبلغان عباسیان بود. از این رو، در دوران خلافت «مروان حمار» تحت تعقیب حکومت قرار گرفت و به مدینه فرار کرد. با روی کار آمدن بنیعباس به کوفه بازگشت. [۴۰۸] . «یقطین» با خلفای عباسی همکاری نزدیک داشت و به خاطر حمایتهای بیدریغ و صادقانهاش از آنان، نزد سفاح، منصور و مهدی منزلت والایی پیدا کرد. «علی بن یقطین» هر چند از نظر فکری مخالف پدر و ارادتمند و دوستدار اهل بیت (ع) بود، ولی در سایهی دوراندیشی و حسن تدبیر در امور موفق شد در اندک زمانی اعتماد مهدی عباسی را جلب کند و مسوولیت یکی از دیوانهای حکومتی را بر عهده گیرد. [۴۰۹] . علی همچنان در حال پیشرفت و نزدیک شدن بیشتر به مرکزیت دستگاه خلافت بود تا آن که در دوران حکومت هارون به مقام وزارت رسید. [۴۱۰] . وی، ارتباط نزدیک با موسی بن جعفر (ع) داشت و در همهی امور از آن حضرت دستور میگرفت و ادامهی همکاریاش با دستگاه خلافت در پست وزارت به دستور آن گرامی بود. وی زمانی به حضور امام (ع) رسید و از آن حضرت تقاضا کرد با استعفای وی از منصب وزارت موافقت کند. امام (ع) او را از این تصمیم بازداشت و فرمود: «این کار را نکن! زیرا تو مونس ما و مایهی عزت برادرانت هستی. امید میرود خداوند به وسیله تو مرحمی بر قلب شکستهای بنهد یا زبانههای آتش کینهی دشمنان را از دوستانش دفع کند. [۴۱۱] . بار دیگر، زمانی که امام (ع) عازم عراق شد به دیدار آن حضرت رفت و از وضع بد خود و ناخشنودی از شغلش به امام شکایت برد و از او استدعا کرد اجازه دهد از منصبش کنارهگیری کند. امام (ع) نپذیرفت و فرمود: «ای علی! خداوند در میان ستمگران، دوستانی دارد که به وسیلهی آنها از دوستان خودش دفع [ صفحه ۱۹۰] ستم میکند و تو از آنان هستی! [۴۱۲] . از علی بن یقطین نزد هارون بارها سعایت شد ولی امام (ع) هر بار به یاری او شتافت و با راهنمایی و صدور دستورالعمل به موقع جان او را از خطر قطعی حفظ کرد. به عنوان نمونه یک سال هارون چند دست لباس به عنوان خلعت به وزیر خود بخشید که در میان آنها یک لباس خز مشکی رنگ زربفت و از لباسهای ویژه خلفا بود. علی بن یقطین بیشتر آن لباسها را همراه اموالی دیگر برای امام کاظم (ع) فرستاد. امام همه آنها را پذیرفت جز همان لباس را که پس فرستاد و یادآور شد این لباس را نگه دار! زیرا به همین زودی به آن نیاز پیدا خواهی کرد. پس از گذشت چند روز یکی از خدمتکاران برکنار شده وی که از ارتباط او با امام کاظم (ع) و پولها و هدایایی که برای آن حضرت میفرستاد آگاهی داشت، از او نزد هارون سعایت کرد و گفت: علی بن یقطین پیرو موسی بن جعفر (ع) است و هر سال خمس اموال خود را برای او میفرستد. آنگاه داستان لباسها را دلیل آورد و گفت: خلعت مخصوصی که خلیفه در فلان روز به وی اهدا نموده بود به موسی بن جعفر (ع) داده است. هارون سخت ناراحت شد و گفت: اگر آنچه میگویی راست باشد او را خواهم کشت؛ سپس بیدرنگ وزیر خود را احضار کرد و در مورد آن لباس از وی پرسید. او گفت: آن را در جای مخصوصی گذاشتهام و در نگهداریاش کوشش میکنم، هر صبح و شام بقچه را میگشایم و آن خلعت را با دید تبرک مینگرم و میبوسم، سپس در جایگاه خود میگذارم. هارون گفت: فوری آن را بیاور! علی بن یقطین لباس را آورد. با مشاهده لباس خشم خلیفه فرو نشست و به وزیر خود گفت: پس از این هرگز سخن سعایت کنندهای را درباره تو باور نخواهم کرد. [۴۱۳] .
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *