حوادث، وقایع، هجرت

قیام یحیی بن عبدالله زمان امام کاظم

دومین بازماندهی حادثهی جانگداز فخ یحیی بن عبدالله برادر ادریس بود. وی از چهرههای برجسته و رجال علمی عصر خود بود و از امام صادق (ع) و پدر و برادر خود محمد و نیز ابان بن تغلب روایات زیادی نقل کرده است. وی به هنگام نقل حدیث از امام صادق (ع) میگفت: حبیب من جعفر بن محمد چنین فرموده است. [۲۹۴] . یحیی پس از شکست قیام فخ مخفی شد و شهر به شهر در پی جای امنی میگشت تا آن که به «دیلم» رسید و در سال ۱۷۶ در آنجا آشکار شد و کارش بالا گرفت و مردم از نقاط مختلف به وی روی آوردند. هارون با آگاهی از قیام یحیی، «فضل بن یحیی برمکی» را با پنجاه هزار نیرو به سوی او فرستاد. [۲۹۵] فضل پیش از برخورد نظامی با یحیی، با او مکاتبه کرد و دربارهی صلح سخن گفت. یحیی چون پراکندگی و تفرقهی یاران و اختلاف آرای ایشان را دید، پیشنهاد صلح را پذیرفت مشروط بر این که هارون نامهی امانی با خط خودش برای وی بنویسد و قضات و [ صفحه ۱۱۸] فقها و بزرگان بنیهاشم آن را امضا کنند. هارون نامهای طبق میل یحیی نوشت و یک نسخهی آن را به یحیی داد. یحیی همراه فضل نزد هارون آمد. خلیفه به ظاهر او را احترام کرد و دویست هزار دینار به وی کمک نمود، [۲۹۶] ولی در باطن کینهی او را به دل داشت و در پی فرصت و بهانهای بود تا نامهی امان را نقض کند تا آن که سرانجام به یکی از روحانی نمایان دربار به نام «ابوالبختری» متوسل شد. این روحانی مزدور فتوا داد: اماننامه باطل و خون یحیی حلال و قتل او جایز است، و عهدنامه را گرفت و پاره کرد. هارون به پاس این خوش خدمتی یک میلیون و ششصد هزار درهم به او بخشید و او را به سمت قضاوت منصوب کرد و به استناد فتوای او یحیی را به زندان افکند و پس از مدتی او را به شهادت رسانید. [۲۹۷] . ابوالفرج اصفهانی درباره چگونگی شهادت یحیی نقلهای مختلفی ذکر کرده است؛ به نقل از ابراهیم بن ریاح مینویسد: در حالی که یحیی زنده بود هارون روی او ستونی بنا کرد. [۲۹۸] . [ صفحه ۱۱۹]
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *