حوادث، وقایع، هجرت

مرجئه زمان امام کاظم

مرجئه از جمله گروههای فکری بودند که در عصر امام کاظم (ع) فعالیت داشتند. آنان بنا به دلائلی – که به احتمال قوی جنبهی سیاسی نیز داشته است – معتقد بودند ایمان یک باور قلبی است و عمل، جزو آن نیست؛ از این رو تاثیری در تشدید یا تضعیف آن ندارد. و چون باور ذهنی امری بسیط و امر آن دایر بین وجود و عدم است، دچار شدت و ضعف نمیشود. انسان یا باور دارد یا ندارد. بر مبنای این اعتقاد، انجام اعمال زشت و خلاف شرع یک فرد مسلمان دلیل بر بیایمانی وی نخواهد بود. طبیعی است که چنین عقیدهای از سوی زمامداران اموی و عباسی که سعی میکردند برای حفظ موقعیت تاج و تخت خود تنها نام اسلام و مسلمانی را یدک بکشند و در عمل هیچ گونه پایبندی بدان نداشتند، مورد حمایت و جانبداری قرار گیرد. امامان معصوم (ع) که پیدایش و گسترش این تفکر انحرافی را خطری بزرگ برای سلامتی فکری و معنوی جامعه اسلامی میدانستند همواره بر روی جنبههای قلبی و عملی ایمان تاکید میورزیدند. امام کاظم (ع) همچون دیگر امامان (ع) در برابر این اعتقاد نادرست ایستاد و آن را باطل شمرد. زمانی که از آن حضرت در این رابطه سوال شد. فرمود: «ان الایمان حالات و درجات و طبقات و منازل فمنه التام تمامه و منه الناقص المنتهی نقصانه و منه الزائد الراجح زیادته.» [۳۴۶] . ایمانداری حالات، درجات و مراتب و منازلی است. بعضی از مراتب آن، تام و در نهایت تامی است. بعضی نیز ناقص و در نهایت نقصان است. بعضی مراتب هم (نسبت به مراتب دیگر) رجحان و افزونی دارد. [ صفحه ۱۴۳] امام (ع) در این سخن ارزنده برای ایمان سه مرتبه اساسی قائل شده است. مرتبهی تام و کامل که اختصاص به انبیا و اولیای الهی دارد. مرتبهی نازل و ناقص که پایینترین حد ایمان است و مرتبهی پایینتر از آن کفر خواهد بود. و مرتبهی بین این دو حد کامل و ناقص که خود به لحاظ کمیت و کیفیت دارای مراتب فراوان و غیر قابل شمارش است. و بدین ترتیب نظریه مرجئه را که برای ایمان بیش از یک مرتبه قائل نیستند، باطل کرد.
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *