امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

مشاوره حسین شهید فخ با امام کاظم (ع) قبل از قیام

سایه ستم و بیدادگری عباسیان در تمام کشور پهناور اسلامی گسترده است. فشارها بر امت اسلامی به ویژه علویان هماره رو به گسترش است. در مدینه که پایگاه علویان است آن مقدار سخت گیری مینمایند که اسحاق بن عیسی والی عباسیان، علویان را وادار میسازد هر روز حضور و غیاب شوند! تحمل این اوضاع بر علویان علاوه بر فساد و تباهی که در دربار عباسیان رواج پیدا کرده و با عنوان جانشینی رسول الله (ص) هر جنایت و تباهی را مرتکب میشوند، بسیار سخت است. این اوضاع غیرتمندان علوی را وادار میسازد به اقدام علیه عباسیان دست زنند. حسین شهید فخ از علویانی است که به یک اقدام بزرگ دست میزند. حسین چون می خواهد قدم در میدانی بس خطرناک نهد، در آغاز کار به حضور امام کاظم (ع) میرسد و با وی در مورد اقدامش گفتگو مینماید و نظر موافق امام را به دست میآورد، ما خرجنا حتی شاورنا اهل بیتنا و شاورنا موسی بن جعفر (ع) فأمرنا بالخروج. [۴۲۹] . موسی بن جعفر (ع) در گفتگوی با حسین، اوضاع را تحلیل نمود و از عاقبت اقدام حسین خبر داد. امام به وی فرمود: اینان (عباسیان) ایمانشان ظاهری است و در حقیقت نفاق و شرک است. اینان افرادی فاسقند، تو را خواهند کشت. پس نیکو شمشیر بزن، و شما را در نزد خدای سبحان گروهی ثابت قدم و مأجور میبینیم، انک مقتول فأجد الضراب فان القوم فساق یظهرون ایمانا و یضمرون نفاقا و شرکا فانا لله و انا الیه راجعون و عند الله عزوجل [ صفحه ۱۷۴] أحتسبکم من عصبه. [۴۳۰] این گفتار امام (ع) دو هدف را تأمین میکند، هم ماهیت حاکمان عباسی را آشکار میسازد و هم اقدام حسین شهید فخ را علیه آنان تأیید مینماید. شهید فخ بعد از به دست آوردن نظر موافق امام کاظم (ع) به عدهای از یارانش مانند فرزندان عبدالله بن الحسن، یحیی و سلیمان و ادریس و عبدالله بن الحسن الافطس و عبدالله بن اسحاق و عبدالله بن جعفر، در صبح دم وارد مسجد نبوی (ص) شریف شده مؤذن را وادار میسازند در اذان صبح، «حی علی خیر العمل» که نشان یک حرکت و حادثه بزرگ علوی میباشد، به جای «الصلوه خیر من النوم» سر دهد. با شنیده شدن این جمله از مأذنه مسجد النبی (ص) اوضاع مدینه ملتهب میگردد؛ عدهای به سمت مسجد نبوی روی میآورند. نگهبانان حکومتی با هواداران شهید فخ درگیر و کشته میشوند. آنگاه نماز صبح خوانده میشود و شهید فخ سخنرانی نموده اهداف قیام و حرکت خویش را بیان میکند. وی بعد از حمد و ثنای خدا، اظهار میدارد: من فرزند رسول الله (ص) در حرم رسول الله (ص) بر منبر رسول الله (ص) شما را به سنت و راه و روش رسول الله (ص) فرا میخوانم. آیا شما پاره تن رسول الله (ص) را رها میسازید (منظور امام کاظم (ع) میباشد) و آثار رسول الله (ص) را در در و دیوار و سنگها جستجو مینمایید، ایها الناس، أتطلبون آثار رسول الله (ص) فی الحجر و العود و تتمسحون بذلک و تضیعون بضعه منه. [۴۳۱] . [ صفحه ۱۷۵] وی هنگام بیعت با یارانش اظهار میدارد من با شما بر کتاب خدا و سنت رسول الله (ص) پیمان میبندم. هیچ گاه نباید از فرمان خدا سرپیچی شود. پیمان میبندم بر عدالت و تساوی با مردم رفتار کنم و با دشمن بستیزم. اگر بر عهد خود وفا نکردم هیچ پیمانی بر عهده شما ندارم، فلا بیعه لنا علیکم. وی اضافه میکند: شهادت در راه خدا آرزوی من است؛ این راه را حتی اگر تنها بمانم، ادامه خواهم داد، و الله لو لم یکن معی غیری لحاکمتکم الی الله عزوجل حتی الحق بسلفی. [۴۳۲] . این گونه حسین شهید فخ فردی مجاهد و نستوه است و در راه خدا جان خویش را ایثار مینماید. این گونه حسین شهید فخ فردی وارسته از دنیا است و سر خویش را به دست گرفته به میدان جهاد و ستیز با ستمگران عباسی قدم نهاده است. شهید فخ گفت طلا و نقره با خاک در نزد من یکسان میباشند، ان الذهب و الفضه و التراب عندی بمنزله واحد. [۴۳۳] شعار حرکت اجتماعی حسین شهید فخ «المرتضی من آل محمد (ع)» [۴۳۴] همانند شعار قیام زید شهید میباشد. مدینه از قیام شهید فخ استقبال مینماید و حتی مردم کوفه نیز از قیام وی با خبر شده و حمایت مینمایند. [۴۳۵] شهید فخ بعد از تسخیر مدینه به همراه سیصد تن از یارانش برای بهرهوری از موسم حج و تسخیر مکه راهی مکه میشوند. [۴۳۶] . [ صفحه ۱۷۶] هنگامی که هادی عباسی از قیام وی باخبر میشود سپاهی به تعداد چهار هزار نفر به فرماندهی «محمد بن سلیمان عباسی» و دیگر عباسیان مانند موسی بن عیسی، عباس بن محمد و… در مصاف با حسین شهید فخ بسیج مینماید. [۴۳۷] . از هنگام قیام حسین، تا روز شهادت وی نه ماه و هجده روز طول میکشد. آنگاه این سپاه در روز ترویه (هشتم ذی الحجه سال ۱۶۹) در منطقه فخ (یک فرسخی مکه) با سپاه و یاران حسین درگیر میشود. [۴۳۸] در این درگیری نابرابر حسین شهید فخ با حدود صد تن از یارانش که بیشتر آنان علویان را تشکیل میدادند، به طرز فجیعی به شهادت رسیدند. برخی را با این که امان میدهند، با دست و پای بسته به شهادت میرسانند! برخی نیز اسیر میشوند. [۴۳۹] سپاه هادی اسیران را به همراه سرهای بریده شهدا برای هادی عباسی میفرستند. بدن شهدا سه روز در بیابان میماند که برخی اعضای آنان را پرندگان میخورند. [۴۴۰] محمد بن سلیمان به قاتل شهید فخ (حماد) صد هزار درهم و صد دست لباس پاداش میدهد. [۴۴۱] . هادی عباسی دستور میدهد اسرا را نیز به شهادت برسانند. حاکمان عباسی بعد از شهادت همراهان حسین، خانههای آنان را در مدینه آتش زده و ویران می سازند و اموال آنان را غارت کرده، تمام اموال آنان را مصادره مینمایند. [۴۴۲] . [ صفحه ۱۷۷] هادی عباسی سر حسین و یارانش را برای موسی بن جعفر (ع) میفرستد. هنگامی که سرهای شهدا را مقابل حضرت قرار میدهند، امام استرجاع میکند، (انا لله و انا الیه راجعون) و اظهار میدارد: مضی و الله مسلما صالحا صواما قواما امرا بالمعروف ناهیا عن المنکر ما کان فی اهل بیته مثله. [۴۴۳] «سوگند به خدا وی راهی رفت در حالی که مسلمان و شایسته بود و هماره روزه دار و شب زنده دار بود. آمر به معروف و ناهی از منکر بود، همانند وی در میان اهل بیتش وجود نداشت.» این گونه امام کاظم (ع) این نهضت را تأیید و از رهبر آن ستایش مینماید! دست آورد این نهضت بزرگ را میتوان این گونه بیان کرد.
برگرفته از کتاب امام کاظم علیه السلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *