حوادث، وقایع، هجرت

مقاومت مثبت امام کاظم علیه السلام

این روش انقلابی را امام حسین علیه السلام انتخاب کرد، آنگاه که طاغوت زمانش – یزید بن معاویه – کفر و الحاد خود را علنی
کرد و در مقابل ارادهی امت ایستاد و تصمیم بر ذلت و خواری و به بردگی کشیدن آنها گرفت و آنان را وادار به کارهای ناروا
ساخت. در چنین شرایطی، امام علیه السلام ناگزیر شد – با علم به کمی یار و یاور و تنها گذاشتن دوستان – نهضت خود را علنی
چه سخت مشتاق » : سازد و ناچار شمشیرها و سرنیزه ها را به جان خود بخرد. این سخن را در مکه معظمه با بیان ذیل اظهار کرد
دیدار گذشتگانم! چون اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف! و برایم قتلگاهی معین شده است که ناچار به دیدار آنم و گویا میبینم،
مفاصل اعضاء و و پیوندهای خویش را – در سرزمینی بین نواویس و کربلا – گرگها پارهپاره میکنند، و شکمهای تهی آمال و [
۱۹ ] . امام بزرگوار ] « صفحه ۳۰ ] و آرزوها و انبانهای خالی را انباشته سازند، و از آنچه در قضای الهی گذشته است چارهای نیست
آنچه را که در کربلا – از پاره پاره افتادن اعضا و جوارح خویش، بر روی خاک کربلا – بر سرش میآید، اطلاع داده است و چقدر
مشتاق و علاقمند آن سرنوشت تابناک – که باعث پیروزی اصول و ارکانی که به تحقق عدالت اجتماعی مابین مردم منتهی میشد
– بوده است! البته سالار شهیدان، تن به چنان فداکاری طاقتفرسا داد تا پیکرهی امت را از آن خطری که حکومت اموی ایجاد
کرده، نگهدارد. شهادت آن بزرگوار اثر عمیقی در بیداری و هوشیاری توده ها داشت، کارهای انقلابی ادامه یافت و بالا گرفت تا
آنجا که حکومت اموی را از بین برد و همهی آثار آن را از جهان عرب و اسلام محو و نابود ساخت.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *