زندگینامه

مقدمه در باب زندگانی امام کاظم علیه السلام

۱ – امام موسی بن جعفر علیه السلام یکی از معدود کانونهای عقل و خرد انسانی و از بزرگ رهبران اسلامی و یکی از شمعهای –
فروزان آن ثقل اکبری است که حیات فکری و معنوی را در جهان اسلام روشنی میبخشد. امام موسی علیه السلام از امامان عترت
طاهره است که رسول گرامی (ص) آنها را با قرآن مجید قرین ساخته و برای خردمندان الگو، راهنما، کشتی نجاتبخش، و باعث
ایمنی و در رحمت قرار داده است، تا هر که از آن در وارد شود بیامرزد، و هم ایشان درخت نبوت و جایگاه رسالت، پایگاه نزول
فرشتگان، گنجینه های علم و چشمهساران حکمتند – همان طوری که امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده است – [ ۲۴ ] امامان با مدح و
انما یرید الله » : ثنائی که خداوند از آنان سروده است، از مدح مداحان و توصیف واصفان بینیازند، خداوند متعال فرموده است
«. خداوند آنان را از تیرگی و پلیدی پاک داشته و از آفات برکنار ساخته است «. لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا
۲۵ ] . [ صفحه ۴۲ ] همانطوری که آثار دین را به وسیله آنها آشکار و حجت را بر همگان تمام کرده است. روش زندگی ایشان در ]
تمام ابعاد – در ایمان به خدا، خیرخواهی و سختگیری بر خود – روش جدشان (ص) بود… و ما زندگی هر کدام از ائمه را که
بخواهیم بررسی کنیم، میبینیم که از هر گونه خودخواهی و فریب، پاک و از هر آلودگی مادی برکنار میباشند. آیینهی ذاتشان را
غبار گناهان تیره نساخته و زندگی آنها مالامال از نیکیها و فضیلتها است و همهی آنها در آغاز و انجام زندگیشان نمونهای
بینظیر برای هر انسان والایی هستند که در پی الگویی کامل و در صدد رسیدن به مقام والای انسانیت است. – ۲ – زندگی امام
موسی بن جعفر علیه السلام زندگی بافضیلت و معطری است، که یک سلسله مبارزات پیوسته و یورشهای کوبنده نسبت به سران
ظلم و جور و طاغوتها که خلافت اسلامی را به جبر و زور غصب کرده و جهان اسلام را در برابر سیاست فشار خود بیمناک و
آزادیها را سلب، و آرامش و امنیت را از آنها گرفته بود، از جمله ویژگیهای آن است. در همین دوران سخت و دشوار بود که امام
موسی بن جعفر علیه السلام مقاومت منفی خود را در برابر حکومت هارون اعلام کرد و خود شخصا رهبری گروه مخالف را بر
عهده گرفت و فتوای خود مبنی بر تحریم کمک به دستگاه های حاکم را صادر نمود، به دلیل این که: کمک به این دستگاه ها
و لا ترکنوا الی الذین ظلموا افتمسکم النار و ما » : تقویت ستمگران است، و اسلام آن را حرام دانسته است و خداوند متعال فرموده
۲۶ ] . امام از این فرمان، کسانی را که کاری در جهت خدمت به اجتماع، انجام دهند [ ] «. لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تناصرون
صفحه ۴۳ ] و یا دست بیچارگان را بگیرند و مشکلات و نیازمندیهای آنها را برآورده نمایند استثنا نموده که در این صورت پیوستن
به دستگاه حکومتی مانعی ندارد و از اینرو به علی بن یقطین اجازه دادند که پست وزارت هارون را – پس از احراز تعهد وی –
پذیرا شود. براستی امام علیه السلام اگر با هارون الرشید سازش میکرد و یا به او نزدیک میشد – مانند بسیاری از خود فروختگان –
هیچ گونه مضایقهای از نظر مال و ثروت فراوان، نداشت و هیچ ناراحتی و مشکلی برایش پیش نمیآمد. اما آن بزرگوار تسلیم
هارون نشد و از ظلم و جور او نهراسید و شروع به اظهار حق، و مخالفت و کوبیدن ظلم و جور نموده و مردم را به اجرای احکام
قرآن و تطبیق آن بر واقعیت زندگی دعوت نمود و در این راه با دشواریهای طاقتفرسا و تلاشی سخت روبرو بود، و در این
گرفتاریهای سهمگین استقامت نمود و فرو خوردن خشم را تا آن جا بروز داد که به لقب (کاظم) معروف و مشهور شد. – ۳ – امام
موسی بن جعفر علیه السلام تنها به آن مصیبتها و مشکلات دچار نبود، بلکه همهی شیعیان و معتقدان به امامتش، با او سهیم بودند
و رنج و مشقتهایی دیدند که قابل تصور نیست و علت این همه گرفتاریها را در ایمان استوارشان به امامت باید جستجو کرد که
عنصر اصلی در کیان عقاید آنها است. و این خط فکری، تمام حکومتهایی را که یکی پس از دیگری بر جامعهی اسلامی حکومت
میکردند، – چه از بنیامیه، و چه از بنیعباس و یا دیگران – را غیر قانونی میدانست، زیرا کسانی که عهدهدار حکومت بودند،
صفاتی را که شیعه – از قبیل: عدالت، استواری در دین، آگاهی به تمام نیازمندیهای امت در همهی صحنه های قضایی، اداری و
سیاسی – دربارهی امام معتقد بودند در خود نداشتند. از اینرو شیعیان تلاش میکردند تا این حکومتها را ساقط کرده و اعتماد
صفحه ۳۶ از ۲۷۲
توده ها را از ایشان سلب کنند و در این راه با مشکلات سیاسی دشواری روبرو شدند که هیچ فرقهای از فرق اسلامی مواجه با آنها
نشده بود. از جمله چیزهایی که باعث افزایش ایمان شیعه در مبارزهی سختی که در راه خط فکری خود داشتند، گردید این بود که
میدیدند، آن حاکمانی که قدرت اسلامی را [ صفحه ۴۴ ] به چنگ آوردهاند سخت در ظلم و ستم فرو رفتهاند و تلاشی پیگیر در
جهت کشاندن مردم به ذلت و بردگی دارند و میکوشند تا هر زبانی را که امر به معروف و نهی از منکر کند، قطع کنند. میدیدند،
این حاکمانی که خود را سایه خدا و نمایندهی عدل او در روی زمین میپنداشتند، شبها را در عشرت، بیحیایی و مستی بسر
میبرند، و روزها در جستجوی دختران زیبارویند تا نوازندگی کنند و از آنها جایزه بگیرند! میدیدند که بیتالمال را سخاوتمندانه
بر افراد هرزه و بیحیا بذل و بخشش کرده و در راه مفاسد اخلاقی و شهوترانی صرف میکنند و جز مقداری ناچیز از آن را، در
راه امور عامه مصرف نمیکنند و چهرهی زندگی اقتصادی عمومی را فقر و نومیدی تیره کرده است! دیدند که مصالح عمومی به
هیچ وجه مورد توجه نبوده و تمام شؤون و امور اجتماعی به دست فراموشی سپرده شده است. و این پادشاهان به لذتها و شهوتها رو
آوردهاند و کارهای مردم را به دست غلامان، کنیزان و زنان خود سپردهاند و آنها مطابق خواستها و تمایلات نفسانی، دخل و
تصرف میکنند. و دیدند که امور دینی فراموش شده است و از آن همه خطوط برجستهای که اسلام در سایهی حکومت خود
ترسیم کرده بود، از گسترش عدل و داد، رفاه عمومی و ایجاد امنیت و آرامش میان مردم، هیچ سایه و رنگی نمانده است! این
انگیزه ها بود که باعث شد آنها دست به انقلابی تند بزنند، و در صدد تحقق عدالت و رفع خطر و زیان از مردم برآیند. و حکومتها
پس از فرو نشاندن انقلابهای شیعه، در کشتار، سرکوبی و ستم تا آنجا پیش رفتند که شدت و مرارت آنها قابل توصیف نیست. – ۴
– درخشانترین انقلاب اجتماعی که تاریخ اسلام به خاطر دارد، انقلاب امیرالمؤمنین علیه السلام رهبر بزرگترین حکومت عدل در
زمین است که هدف آن بزرگوار به وجود آوردن جامعهای بود که در آن اجتماع، فرصتهای کافی برای همهی [ صفحه ۴۵ ] مردم –
با اختلاف در سلیقه و دیانت – فراهم آید، به طوری که در میان آنها یک فرد محروم و بیکار پیدا نشود. امام علیه السلام تصمیم
داشت که مسیر تاریخ را عوض کند و انسان را به دگرگونی اجتماعی وا دارد و بسیاری از مزایای اجتماعی را برای انسان فراهم
آورد و در ضمن پیشرفتهای اصیل اسلامی، از نعمت آزادی، عدالت و برابری او را برخوردار سازد. براستی امام علیه السلام با
اخلاصی تمام، مصمم بود که در کرهی زمین انقلاب فکری مقتدری – با هدف گسترش علم، پیشرفت در عمل و ایجاد زمینه های
تربیتی – بوجود آورد، تا راه و روش عموم انسانها را دگرگون ساخته و در اعماق جانشان روح ایمان، محبت و همکاری در
کارهای اجتماعی را استوار سازد و روح خودخواهی و زشتی و بدی را از او بزاید. و دیگر هدفهای برجستهای که امام (ع)
میخواست تا در سایهی حکومت خود به وجود آورد. نیروهای منحرف از اسلام، تحمل این هدفهای اجتماعی را که امام
علیه السلام اعلام فرموده بود نداشتند، زیرا این نیروها در هیچ شرایطی به فکر مصلحت امت نبوده و تنها در صدد بقای نفوذ خود و
بهرهکشی از مردم ضعیف و محروم بودند. این بود که خشم خود را نسبت به امام علیه السلام آشکار ساخته و اعلان جنگ و مبارزه
کردند و از خون عثمان بهرهبرداری نموده و آن را وسیلهای برای شورش مسلحانهی خود قرار دادند. امام علیه السلام در برابر آن
ایستاد و در بصره آن را تار و مار ساخت. اما چیزی نگذشته بود که معاویه جنگ و ستیز را در شام آغاز کرد که پس از پیکاری
سهمگین، سپاهیان امام علیه السلام توانستند قوای اموی را عقب بنشانند، اما متأسفانه سپاهی که با امام علیه السلام در برابر دشمن
ایستاده بود، دین خویش را به نسلهای آینده ادا نکرد. و ابنعاص با برافراشتن قرآن روی نیزه ها – آن هم بگونهای مسخره و هزل –
آنها را فریب داد. که این کار به شورش سپاهیان و بر هم ریختن آرایش نظامی منجر شد که در نتیجه باعث شکست امام و پیروزی
قوای دشمن اسلام گردید. و از اینجا روشن میشود که جهان اسلام دچار مصائب و مشکلات زیادی بوده است که تا به امروز آثار
و براستی که تاریخ اسلام، چنین لحظهای – » : آنها باقی است. استاد مالک بن نبی جزایری به این مطلب اشاره کرده و میگوید
سرنوشتساز – را در [ صفحه ۴۶ ] جنگ صفین به خاطر دارد، آن رویداد اسفبار و غمانگیزی که نتیجه آن دودلی و تردید در
صفحه ۳۷ از ۲۷۲
گزینش بود، گزینش قطعی بین علی و معاویه، میان مدینه و دمشق، بین حکومت دموکراسی خلافتی و حکومت قبیلهای! که
جامعهی اسلامی در این نقطهی حساس تاریخ خود، راهی را انتخاب کرد که سرانجام او را بر پذیرش استعمار و استعمارگری
۲۷ ] . براستی که رویداد صفین سرآغاز شورش و بلوا در تاریخ امت اسلامی بود، آشوبها بجا گذاشت و مصائب و ] «. کشانید
بلایایی در پی داشت که از بارزترین پیامدهای آن نابود ساختن حالت پذیرش و بینش عمیق اسلامی در جامعه، و تسلیم بیچون و
چرا در برابر ظلم و جور بوده و این مطلب به صورتی دردناک در فاجعه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام به وقوع پیوست،
زیرا هارون آن بزرگوار را در اعماق زندانهای بغداد به بند کشیده بود، و آتش این فاجعه دل مسلمانان و معتقدان به امامت را
میگداخت، در حالی که هیچ گروهی برای مطالبه آزادی آن حضرت فریادی برنیاورد، تا این که غریبانه در زندان سندی بن
شاهک، جان سپرد، و هارون بدن مقدس او را – به قصد تنزل مقامش – روی پل رصافهی بغداد گذاشت، کسی از آنها برای نجات
آن بدن مقدس از دست مأمورین هارون کمترین کاری نکرد. علت تمام اینها برمیگردد به آن ذلت و خواری که بر جامعهی آن
روز سایه افکنده بود. – ۵ – از مهمترین هدفهای امام هفتم علیه السلام، گسترش فرهنگ اسلامی و نشر معارف کلی میان مردم بود،
و محققات تعلیمات والای آن حضرت روی تربیت اندیشه ها و تنویر افکار و پیشبرد مسلمانان در صحنه های علمی، بر این اساس
استوار بود. در خلال اقامت امام در مدینه، جمع زیادی از بزرگترین دانشمندان و راویان حدیث، پیرامون آن بزرگوار حلقه زده
بودند، همان کسانی که در دانشگاه عالی پدر بزرگوارش شاگردی کرده بودند، دانشگاهی که عقل انسانی را روشنی بخشیده و او
را از قید و بند نادانی رها کرد. امام علیه السلام از علوم و معارف خود که برگرفته از علم جدش [ صفحه ۴۷ ] رسول خدا (ص) بود
به مقدار زیادی بر آنها افاضه کرد، همان طوری که فقه اسلامی از نظرات عمیق او و روایاتی که از قول پدرانش نقل کرده، در
سطح وسیعی بهرهمند شده است. و مجموعهی زیادی از احکام اسلامی، در تمام رشته ها – عبادات، معاملات و… – به او منسوب
است که در کتابهای بزرگ فقه و حدیث ثبت شده است، و نظر به مقام والای علمیاش، آوازهی شهرتش در کشورهای اسلامی
پیچیده و از هر سو مجذوب بخششها و توانمندیهای علمی او شدند و جمع زیادی از مسلمانان معتقد به امامت آن حضرت شده و
دوستی و عمل به دستورات او را یکی از واجبات دینی شمردند. مسلمانان بر گرامی داشت و تعظیم و برتری آن بزرگوار بر سایر
هاشمیان و دیگر بزرگان عصر بلکه بر خلفا، اجماع داشتند، و این خود باعث بوجود آمدن کینه و حسد در دل دشمنان آن حضرت
گردید، و در نتیجه برای کوبیدن آن بزرگوار، و محروم ساختن دانشمندان از زلال اقیانوس دانشش متحد شدند و بدین وسیله نسبت
به مقام وی مرتکب جنایتی شدند که با هیچ جنایتی قابل مقایسه نیست. – ۶ – این مقدار ناچیز را که صفحهای از صفحات زندگی
امام موسی علیه السلام و نمونهی کوچکی از شخصیت بزرگ آن حضرت است، به کتابخانهی اسلامی تقدیم میدارم، و چنین
تصوری ندارم که این کتاب شامل تمام زوایای زندگی او، و جامع همهی شؤون آن بزرگوار است که این خود چیزی است که
ده ها نظیر این کتاب، گنجایش آن را ندارد. زیرا یک محقق کنجکاو، میتواند خطوط درخشان زیادی از زندگی و آثار آن
حضرت را – از نظرات استوارش در میدانهائی از سلوک و اخلاق گرفته تا در زمینه های دیگر – پیدا کند. و من تنها به بخش
کوچکی از بعضی ویژگیها، معارف و آثارش پرداختهام، چنان که از اصحاب، راویان حدیث و فرزندانش، با اشارتی کوتاه از شرح
حالشان، در این کتاب سخن رفته است و از نخستین دور خلافت عباسی، و از خطوط فکری و رویدادهای مهم گذشته بررسی به
عمل آمده است. همچنین عواملی را که به سقوط امپراطوری اموی انجامید، خاطرنشان گردیده است. و همچنین از روش و رفتار
سلاطین بنیعباس که همزمان با بنیامیه بوده و بساط ظلم و جوری که در برابر علویان [ صفحه ۴۸ ] گستردند، گفتگو شده است. و
ما در تمام این بحثها با دیگر تاریخنویسان اختلاف زیادی داریم. زیرا ما، تنها به نقل رویدادها بسنده نکرده، بلکه به دقت تمام آنها
را بررسی و تجزیه و تحلیل کردهایم و از تمام زوایای آن پردهی ابهام را گشودهایم، و از تمام اینها – بدون هیچ گونه موضعگیری –
به بحث موضوعی پرداختهایم، و انگیزهی ما اخلاص به حق بوده است. با این امید که این اثر، خدمتی به اسلام و به پیشگاه حجتی
صفحه ۳۸ از ۲۷۲
[ از حجج پروردگار باشد، و توفیق خدمت در دست اوست. مؤلف [ صفحه ۵۱
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *