امامت و رهبری، حاکمان زمان

مهدی عباسی و امام کاظم

مهدی عباسی ابتدا سعی میکرد با موسی بن جعفر (ع) برخورد تندی نداشته باشد او میخواست از طریق تظاهر به اسلام و حسن رفتار با فرزند پیامبر (ص) و مبارزه با افکار الحادی به عنوان خلیفهی اسلامی مطرح شود، بدین جهت به توسعه و تعبیر مسجدالحرام و مسجد النبی (ص) پرداخت و کعبه را با پردههای گرانقیمت تزیین کرد. [۲۳۶] ، و ملحدان و زنادقه از جمله «مقنع» [۲۳۷] را سرکوب نمود و با بقایای پیروان مزدک و مانی که [ صفحه ۹۷] با ظهور مقنع جان تازهای گرفته بودند و به مبارزه برخاست. [۲۳۸] . در عین حال، محبوبیت و موقعیت روز افزون موسی بن جعفر (ع) در میان تودههای مردم مسلمان، خلیفهی عباسی را بر آن داشت تا در برابر آن حضرت موضعگیری نماید که در ذیل به چند نمونهی آن اشاره میکنیم. – در یکی از سالها مهدی پس از فراغت اعمال حج عازم مدینه شد و در مجلسی عمومی با پیشوای شیعیان دیدار کرد و برای آن که به گمان خود از نظر علمی، امام (ع) را بیازماید، مساله حرمت شراب از نظر قرآن را مطرح کرد و پرسید: آیا شراب در قرآن تحریم شده است؟ مردم هر چند میدانند که از نوشیدن آن نهی شده ولی نمیدانند که محکوم به حرمت نیز شده است. امام (ع) فرمود: «شراب در قرآن محکوم به حرمت است، آنجا که میفرماید: «قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق» [۲۳۹] . بگو: پروردگار من همهی کارهای زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان حرام کرده است، و همچنین گناه و ستم بنا حق را. منظور از «اثم» در این آیه همان شراب است. زیرا خداوند در آیه دیگر میفرماید: «یسالونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما» [۲۴۰] . دربارهی شراب و قمار از تو سوال میکنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است، و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بر دارد، ولی گناه آنها از نفعشان بیشتر است. [ صفحه ۹۸] خلیفهی عباسی که سخت تحت تاثیر منطق و استدلال امام (ع) قرار گرفته بود به علی بن یقطین رو کرد و گفت: سوگند به خدا، این فتوا، فتوای هاشمی است. [۲۴۱] . – گسترش موقعیت روز افزون امام کاظم (ع) و روی آوردن شیعیان از شهرهای مختلف به مدینه و پرداخت وجوه شرعی به آن بزرگوار همه از عواملی بود که مهدی عباسی را به وحشت انداخت و وی را بر آن داشت که برای محدود کردن فعالیتهای امام (ع) و تحت نظر گرفتن ارتباطات او به والی مدینه دستور دهد امام (ع) را به بغداد اعزام کند. امام (ع) به حکم اجبار به بغداد منتقل و بیدرنگ روانهی زندان شد. پس از مدتی مهدی روی پارهای ملاحظات سیاسی یا طبق اظهار خود به واسطهی خوابی که دیده بود امام (ع) را آزاد کرد. امام (ع) پس از آزادی به مدینه بازگشت. [۲۴۲] . – در دورانی که امام کاظم (ع) در زندان مهدی عباسی به سر میبرد، خلیفه نیمه شبی «حمید بن قحطبه» را احضار کرد و پس از تعریف و تمجید از مراتب جاننثاری پدر و برادرش در راه عباسیان، او را در سحرگاه همان شب مامور قتل امام (ع) کرد. ولی چون خوابید، حضرت علی (ع) را در خواب دید که با اشاره به وی این آیه را تلاوت میکند: «فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم» [۲۴۳] . اگر (از حق) روی گردان شوید، انتظاری جز این از شما نمیرود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندی کنید. مهدی پریشان و وحشتزده از خواب بیدار شد، حمید بن قحطبه را خواست و دستوری را که به وی داده بود باز پس گرفت و امام (ع) را مورد احترام قرار داد. [۲۴۴] . [ صفحه ۹۹]
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *