امامت و رهبری، حاکمان زمان

مهدی عباسی و کینه توزی نسبت به علویان

مهدی عباسی گرچه در ابتدای امر با مخالفان از جمله علویان مدارا کرد، لیکن پس از استقرار در مسند خلافت بدین نتیجه رسید که بقای سلطنتش جز با فشار و سختگیری نسبت به شیعیان و علویان امکانپذیر نیست، از این رو، سیاست پدرش منصور را پی گرفت؛ علویان نجات یافته از چنگال پدرش را تعقیب و دستگیر کرد. که علی بن عباس و عیسی بن زید از جمله آنان هستند. علی بن عباس علوی توسط نیروهای مهدی دستگیر و به وسیله سم مسموم و شهید شد. عیسی بن زید بن علی از بیم جان خود متواری شد و در کوفه در منزل یکی از شیعیان پنهان گشت و حتی پس از آن که با یکی از دختران تهیدست کوفه ازدواج کرد، خود را به اعضای خانوادهاش معرفی نکرد. [۲۳۲] . مهدی روزی یعقوب بن داوود را احضار کرد و پس از بخشیدن عطایایی – از جمله [ صفحه ۹۶] چند فرش گرانقیمت، کنیزی زیبا و صد هزار درهم – به وی او را مامور کرد تا فردی علوی را که فکر خلیفه را به خود مشغول ساخته بود به قتل برساند. [۲۳۳] . مهدی برای نشان دادن دشمنی و کینهی خود نسبت به خاندان پیامبر (ص) کسانی را که لب به ناسزاگویی و مذمت اهل بیت میگشودند مورد محبت و نوازش قرار میداد. به عنوان نمونه، «بشار» شاعر فتنهانگیز و خود فروختهی درباری که به کفر و الحاد معروف بود اشعاری در مذمت خاندان رسالت سرود و ضمن آن، آنان را که از طریق حضرت فاطمه (ع) به رسول خدا (ص) منتسب میشدند، با وجود عمو (عباس بن عبدالمطلب) محروم از ارث اعلام کرد و نتیجه گرفت که فرزندان عباس، وارث رسول خدا هستند نه فرزندان حضرت زهرا (ع). مهدی وقتی از اشعار بشار مطلع شد مبلغ هفتاد هزار درهم صله به وی داد. [۲۳۴] . قاسم بن مجاشع تمیمی هنگام وفات، مهدی عباسی را وصی خود قرار داد. پس از درگذشت قاسم، مهدی وصیتنامهی او را خواند، هنگامی که به این جمله رسید: «قاسم شهادت میدهد که محمد (ص) فرستادهی خدا و علی بن ابیطالب وصی او و ارث امامت پس از اوست» وصیت نامه را دور انداخت و دنبالهی آن را نخواند. [۲۳۵] .
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *