امامت و رهبری، حاکمان زمان

مهدی عباسی و گسترش عیاشی و فساد

مهدی که در زمان خلافت پدرش تحت تاثیر رفتار خشک و با صلابت او قرار گرفته بود، در آغاز خلافت از خوشگذرانی و بزمهای شاهانه دوری جست، ولی با گام نهادن در فضای سرشار از عیش و نوش سلطنتی و در اختیار گرفتن آن همه پول و ثروتی که پدرش برای وی اندوخته بود و نیز درآمدها و مالیاتهای فراوانی که از مردم میگرفت، روحیه و روش پدر را به فراموشی سپرد و هنوز بیش از یک سال از خلافتش نگذشته بود که بساط عیاشی و خوشگذرانی را گسترد. ندیمان و نوازندگان را به سوی خود جذب کرد و مورد توجه خاص خویش قرار داد و شعار و منطقش این بود که: آن دم خوش است که در بزم بگذرد و زندگی بدون ندیمان نه خیر دارد و نه لذت. [۲۲۵] . وی در این راه به قدری افراط کرد که حتی پسرش «ابراهیم» و دخترش «علیه» را نیز به جمع ندیمان و نوازندگان وارد کرد، چندان که آن دو، سرآمد نوازندگان و خوانندگان عصر خود بودند. [۲۲۶] . عیاشی و میخوارگی مهدی به حدی از افراط رسید که خشم و اعتراض بعضی از درباریان را در پی داشت. روزی «یعقوب بن داوود» به مهدی گفت: آیا درست است که با پنج نوبت اقامهی نماز جماعت در مسجد جامع بر سر سفره شراب بنشینی؟! ولی ندیمان خلیفه سخنان یعقوب را به باد تمسخر گرفته مهدی را به بادهگساری تشویق میکردند و به زبان شعر،خطاب به وی میگفتند: یعقوب و سخنان وی را رها کن و با شراب گوارا دمساز باش؟! [۲۲۷] . در اسراف و تبذیر مهدی همین بس که – بنا بر نقل مورخان – وی در مراسم عروسی پسرش هارون با زبیده پنجاه میلیون درهم از بیتالمال مسلمانان را خرج کرد. [۲۲۸] . [ صفحه ۹۵] زیادهرویهای خلیفه در امر عیاشی و فساد اخلاقی اثرات سویی در سطح جامعهی اسلامی بر جای گذارد، چندان که شعرای عیاش و بیبند و باری همچون «بشار بن برد» بیپرده و بدون هیچ گونه شرمی اشعار مبتذل و هوسانگیزی در ترویج فساد و مسائل جنسی میسرودند و در سطح جامعه پخش میکردند و از این طریق عفت عمومی را در معرض تهدید قرار میدادند. ادامهی این وضع، احساسات مذهبی عدهای را جریحهدار و آنان را وادار به اعتراض کرد و از خلیفه خواستند که جلو شاعر فتنهانگیزی مثل «بشار» را بگیرد. [۲۲۹] . اشتغال مدام خلیفه به عیاشی و بزمهای آلوده او را از اداره مملکت و رسیدگی به امور مردم و نظارت بر اعمال کارگزاران بازداشت. عمال او از این خلا سوء استفاده کرده بازار رشوهخواری و فساد اداری را رواج دادند. [۲۳۰] و ماموران خراج و مالیات عرصه را بر مردم تنگ گرفتند و برای نخستین بار بر بازار بغداد مالیات بستند. [۲۳۱] .
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *