امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

موقعیت اجتماعی امام کاظم

این دیدگاه که عترت بعد از رحلت رسول الله (ص) در انزوای اجتماعی قرار گرفتند، مورد تردید میباشد. در نوشتارهایی که تا کنون در مورد نگارش اندیشه و رفتار امامان پیشین، از این جانب منتشر شده است، بارها این نکته گوشزد شده و به اثبات آن استدلال و تأکید شده است که عترت رسول الله (ص) هماره یک جریان بزرگ اجتماعی پدیدار ساخته بودند و هماره [ صفحه ۲۰۷] یک تشکل بزرگ از آرمانهای به حق آنان حمایت مینمود. شاخصهای عترت در هر زمان رهبری این تشکل اجتماعی را عهده دار بودند و به بهترین شیوه این تشکل همسوی اهل بیت (ع) را از تنگناها و بحرانها عبور دادهاند. شاخصهای عترت هماره از موقعیت بزرگ و مهم اجتماعی برخوردار بودند و مناقب و اندیشهها و رفتار آنان هماره مردم را به سمت و سوی آنان فرا میخوانده است. همین امر باعث شده است که جریانهای مهم اجتماعی مخالف و چالشگر عترت از موقعیت عترت نگران باشند و برای آنان محدودیت هایی پدید آورند. در مورد موقعیت علویون به ویژه عترت، نویسندگان زمان عباسیان مانند «جمیل نخله مدور» [۵۰۲] مینگارد: انما العلویون هم اهل بیت الکریم و فیهم الانجاب الذین تعرف البطحاء و طأتهم و البیت یعرفهم و الحل و الحرمی فلعمری انهم أحق من الاغالبه بهذا الملک. [۵۰۳] «علویان از اهل بیت با کرامت میباشند. در بین آنان افراد صاحب فضیلتی، که حرم و حل و کعبه و… همه آنان را به خوبی میشناسند، وجود دارد. (اشاره به شعر فرزدق در مورد اهل بیت (ع) و امام سجاد (ع)). سوگند به جان خود که اینان سزاوارتر به حکومت داری از افراد حاکم میباشند». با همه تلاش هایی که امویان و عباسیان در مهار توان مندیهای اجتماعی عترت به کار میبردند، لیکن موفقیت آنان در این زمینه چشم گیر نبوده است. [ صفحه ۲۰۸] عترت با پایداری در مسیر حرکت خویش با پذیرش انواع ناملایمات و سختیها به جسم و جان خویش، حتی با نثار کردن سر و جان در مسیر اهداف الهی خویش پایداری نمودند. عترت اهداف ارزشی الهی و انسانی خویش را به سامان رساندند. این مهم در زندگی تک تک امامان معصوم به صورت ژرف و عمیق مطرح میباشد. این معیارها به صورت شفاف در زمان امام کاظم (ع) نیز شکوفا میباشند. امام کاظم (ع) از موقعیت بس والا بهرهور است. امام کاظم (ع) به عنوان برترین شاخص عترت در زمان خودش نگرها را به سمت و سوی خویش متوجه ساخته است. به همین خاطر در همان آغازین روز امامت امام کاظم (ع) منصور عباسی دستور قتل جانشین امام صادق (ع) را صادر نمود. به این خیال، حال که توانسته با ترفند امام صادق (ع) را که بزرگ ترین مانع اهداف عباسیان بود، از سر راه بردارد، جانشین وی را نیز همانند امام صادق (ع) از سر راه بر میدارد که البته به این هدف مهم موفق نشد. آنگاه عباسیان با تنگناهای ایجاد نموده پیرامون عترت خواستند از توان مندی آنان بکاهند که به این هدف نیز موفق نشدند. شاخص عترت چون موسی بن جعفر (ع) از هر جانب نظرها را به سمت خود جلب نموده است. ارتباط امام با شیعیان و تشکل همسوی اهل بیت به شکلهای گوناگون برقرار است و حضرت با آنان آشکار و پنهان رهنمود میدهد و آنان را از خطرها آگاه ساخته و هشدار میدهد. مرحوم صدوق در این باره این گونه مینگارد: هارون از انتشار فضایل امام کاظم (ع) و از این شیعیان امامت وی را باور دارند و رفت و آمدهای پنهانی با حضرت دارند، از [ صفحه ۲۰۹] موقعیت امام در مورد حکومت خویش به وحشت افتاده و در فکر چارهجویی و مسموم ساختن امام بر میآید، و اختلافهم فی السر الیه باللیل و النهار خشیه علی نفسه و ملکه. [۵۰۴] . شقیق بلخی در مورد حضور امام (ع) در موسم حج میگوید: هنگامی که از مطاف خارج میشد (امام کاظم (ع))، جمعیت چپ و راست و جلو و پشت سر امام حرکت میکرد، خدم و حشم و یاران حضرت اطراف وی را احاطه کرده بودند، پرسیدم این جوان کیست؟ گفتند موسی بن جعفر (ع). آن گاه گفتم این گونه شکوه و عظمت تنها شایسته این خاندان است، لا یکون هذا الا لمثل هذا. [۵۰۵] . نمایندگان و وکلای امام در اطراف کشور اسلامی نیز حضور داشتند و به وکالت از امام امور شیعیان را مدیریت میکردند. خمس و زکات و سایر وجوه شرعی را دریافت و در مواردش هزینه میکردند. هزاران درهم و دینار از این سیستم به مصارف خود هزینه میشود و انواع نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی تشکل همسو ساماندهی میشد، و یجبی الیه خراج الآفاق. [۵۰۶] ان الاموال تحمل الیه من المشرق و المغرب. [۵۰۷] ان الاموال تحمل الیه من جمیع الجهات الزکوات و الاخماس. [۵۰۸] . [ صفحه ۲۱۰] امام نمایندگان زیادی در این رابطه منصوب کرده بود که برخی از آنان در اثر خواهشهای نفسانی فریب شیطان را خوردند. برای اینکه بتوانند درهم و دینارهایی که به نمایندگی امام موسی (ع) در نزد آنان گرد آمده بود، تصاحب کنند، اصولا منکر رحلت امام کاظم (ع) شدند که عنوان «واقفی» به آنان اطلاق شد. در نزد علی بن حمزه هفتاد هزار درهم و سی هزار دینار وجود داشت. در نزد عثمان بن عیسی مال فراوان وجود داشت، عنده مال کثیر. هنگامی که امام رضا (ع) اموال پدرش موسی بن جعفر (ع) را از وی مطالبه نمود، در جواب نوشت پدرت رحلت نکرده است، ان اباک لم یمت. [۵۰۹] در نزد زیاد بن قندی هفتاد هزار درهم به امانت بود. [۵۱۰] . این موقعیت تا آن حد است که هارون خطاب به حضرت میگوید آیا ممکن است در یک کشور دو خلیفه وجود داشته باشد (!) که از اطراف به سوی آن دو اموال گسیل شود! یا موسی خلیفتین یجبی الیهما الخراج. [۵۱۱] این نکته به این معناست که اموالی که به سوی امام کاظم (ع) گسیل می شده با خلیفه مقتدر عباسی چون هارون برابری مینموده است! همان که اعتراف میکند، هذا امام الناس و حجه الله علی خلقه و خلیفته علی عباده. [۵۱۲] . موقعیت اجتماعی امام در آن حد بود که حتی حاکم عباسی (مهدی) در اقدامهای مذهبی خویش نیز خود را بینیاز از دیدگاههای امام نمیدید و [ صفحه ۲۱۱] نمی توانست نظر امام را نادیده انگارد. که مهدی عباسی میخواست مسجد الحرام را توسعه دهد، برخی حاضر نمیشدند خانههای خود را واگذار کنند. علی بن یقطین به حاکم عباسی پیشنهاد نمود که موضوع را از امام کاظم (ع) سؤال کند. هنگامی که موضوع در نزد امام کاظم (ع) مطرح شد، حضرت فرمودند اگر کعبه پیش از خانههای مردم ساخته شده است، خانهها در حریم کعبه قرار دارند و صاحبان آنها حقی ندارند؛ و اگر خانهها پیش از کعبه ساخته شدهاند برای توسعه مسجد الحرام باید رضایت صاحبان آنان فراهم شود، فان کان الناس هم النازلون بفناء الکعبه فالکعبه اولی بفنائها، [۵۱۳] جواب امام (ع) راه گشای حاکم عباسی قرار گرفت. موقعیت اجتماعی امام کاظم (ع) در آن حد است که در ملاقات حضوری هارون با حضرت، هارون به وی خطاب میکند: مردم پنهانی به خلافت و امامت تو بیعت می نمایند، انت الذی یبایعک الناس سرا. امام در پاسخ وی میفرماید من رهبر قلبهای مردم هستم و تو بر بدنهای آنان حکومت داری میکنی، انا امام القلوب و انت امام الجسوم. [۵۱۴] این دلیل روشن بر موقعیت اجتماعی حضرت می باشد. آنکه بر قلب مردم حکومت میکند امام کاظم (ع) است، و آنکه با سر نیزه و خشونت بر مردم حکومت میکند هارون میباشد. حکومت بر دلها را نمیتوان با خشونت و ترفند از بین برد؛ اما حکومت بر بدنها که به زور شکل میگیرد، ناپایدار و بیاساس است. این اعتراف شفاف دشمن بر موقعیت والا و بینظیر امام همام و عترت رسول الله (ص) میباشد. [ صفحه ۲۱۲] نیز به موقعیت اجتماعی امام کاظم (ع) هارون این گونه اعتراف میکند: هنگامی که از پرداخت حقوق علویان امتناع مینماید مورد انتقاد فضل بن ربیع قرار میگیرد. در جواب انتقاد فضل میگوید اگر اینان توانمند شوند فردا صد هزار شمشیر از هواداران موسی بن جعفر (ع) رو در روی من خواهند بود، ان یضرب وجهی غدا بماء الف سیف من شیعته. [۵۱۵] گوشهای از این موقعیت اجتماعی حضرت در تشییع جنازه حضرت در بغداد ابراز شد که چه جمعیت انبوهی در تشییع حضرت شرکت نمودند که شرح آن در بخش اول این نوشتار گذشت. [۵۱۶] . با این نگر و با این معیارهای مستند چگونه زبانها و یا قلمها به خود اجازه میدهند و مینگارند که عترت رسول الله (ص) منزوی بوده است و پایگاه مردمی نداشته است. اگر عترت موقعیت اجتماعی نداشت، چرا حکومتهای امویان و عباسیان از آنان تا این حد در وحشت هستند و این همه بر آنها محدودیتها تحمیل مینمایند؟! در هر صورت این موارد برخی از شواهد موقعیت اجتماعی امام کاظم (ع) میباشد. در سینه تاریخ موارد فراوان دیگر از این شواهد میتوان جستجو نمود. همین موقعیت موجب وحشت عباسیان از فرزند رسول الله (ص) میباشد.
برگرفته از کتاب امام کاظم علیه السلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *