امامت و رهبری، حاکمان زمان

نامه ی امام صادق به عبدالله

امام صادق علیه السلام به عبدالله بن حسن نامهای نوشت و در آن نامه به خاطر مصیبت دردناکی که به وی رسیده بود، او را تسلیت
به نام خداوند بخشاینده مهربان، به خلف صالح و ذریه پاک، از برادرزاده و عموزادهاش اما بعد هرچند که من » : گفت، با این بیان
از تو و خاندانت که با تو دچار مصائب شدهاند، دور و تنهایم اما در غم و غصه، درد و رنجی که دل مرا نیز به درد آورده، از شما
جدا نیستم و محققا بیتابی، غم و غصه و سوزش مصیبت همانقدر که به تو رسیده، مرا نیز فرا گرفته است، اما من به فرمان خدای
عزوجل [ صفحه ۴۴۳ ] که پرهیزگاران را به صبر و حسن سوگواری دستور داده، تن دادم. آن جا که به پیامبرش – درود خدا بر او و
خاندان پاک او باد – فرموده است: [منتظر حکم پروردگارت باش، زیرا تو مورد عنایت ما هستی] [ ۶۷۶ ] و نیز میفرماید: [در برابر
حکم پروردگارت صبر کن و همچون صاحب ماهی (یونس) (ع) مباش] [ ۶۷۷ ] و آن جا که در هنگام مثله شدن حضرت حمزه به
پیامبرش خطاب میکند: [و اگر عقوبت کنید، همانند آنچه عقوبت شدید، عقوبت کنید، و البته اگر صبر کنید برای صابران بهتر
است.] [ ۶۷۸ ] و پیامبر (ص) صبر کرد، و عقوبت نکرد. و آنجا که میفرماید: [کسانت را امر به نماز کن و بر آن صبر کن (بگو:) ما
از تو روزی نمیخواهیم، که ما تو را روزی میدهیم، و سرانجام از آن پرهیزگاران است] [ ۶۷۹ ] و نیز فرماید: [آنان که چون
مصیبتی رسد، گویند، ما از آن خداییم و بسوی او باز میگردیم، آنانند که درودهایی از جانب پروردگارشان و بخشایشی برایشان
است و ایشانند هدایت یافتگان.] [ ۶۸۰ ] و میفرماید [البته به صابران به طور کامل، اجرشان را بیحساب خواهند داد.] [ ۶۸۱ ] و آن
جا که لقمان به پسرش میگوید: [بر آنچه تو را رسد صبر کن که آن از جمله کارهای مهم است.] [ ۶۸۲ ] و از قول موسی
میفرماید: [موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بجویید و صبر کنید، همانا زمین از آن خدا است و آن را به هر کس که از
صفحه ۱۹۰ از ۲۷۲
[ بندگانش بخواهد وا میگذارد و سرانجام از آن پرهیزگاران است.] [ ۶۸۳ ] و هنگامی که میفرماید: [کسانی که ایمان [ صفحه ۴۴۴
آوردند و اعمال شایسته انجام دادند و یکدیگر را سفارش به حق و سفارش به صبر کردند.] [ ۶۸۴ ] و آنجا که میگوید: [و هر آینه
بیازماییم شما را به چیزی از قبیل ترس، گرسنگی، کاهش از اموال و جانها و میوه ها، و مژده بده صابران را.] [ ۶۸۵ ] . و نیز فرماید:
[بسا پیامبرانی که کارزار کردند با وی خداپرستان بسیار، و به سبب آنچه به ایشان رسید، در راه خدا سستی نکردند و زمینگیر
نشدند و خداوند دوست دارد صابران را.] [ ۶۸۶ ] و میفرماید: [مردان و زنان صابر و بردبار] [ ۶۸۷ ] و آن جا که میگوید: [صبر کن
تا این که خداوند حکم کند، و او بهترین حکمکنندگان است.] [ ۶۸۸ ] . ای عمو و ای عموزاده! بدانید که خداوند عزوجل، برای
دوستانش، باکی ندارد که ساعتی گرفتار باشند و هیچ چیز نزد او محبوبتر از مصیبت، سختی و گرفتاری با صبر نیست، و خدای
متعال هرگز برای دشمنانش یک ساعت نعمت دنیا را اهمیت نمیدهد و اگر این نبود، دشمنان خدا و دوستانش را نمیکشتند و نه
بیمناک ساخته و نه از حقوقشان منع میکردند، در حالی که دشمنان خدا در امان و مطمئن، دست بالا و چیرهاند! و اگر چنین نبود،
حضرت زکریا و یحیی بن زکریا به ظلم و جور به دست نابکاری از نابکاران کشته نمیشدند، و اگر چنین نبود جدتان علی بن
ابیطالب علیه السلام مظلومانه به شهادت نمیرسید، آن هم به خاطر آن که امر خدا را اجرا فرمود و همچنین عمویتان حسین پسر
فاطمه را به ظلم و عداوت شهید نمیکردند درود خداوند بر ایشان باد. و اگر اینها نبود که خداوند در کتاب خود نمیفرمود: [و اگر
نبود که مردم امت واحدی بودند، هر آینه، آنانی را که به خدای بخشنده کافر [ صفحه ۴۴۵ ] میشدند، سقف خانه هایشان را از
نقره، و نردبانهایی که بدان وسیله بالا روند، برایشان قرار میدادیم.] [ ۶۸۹ ] و اگر چنین نبود، خداوند متعال در قرآن مجید
نمیفرمود: [آیا تصور میکنند که ما آنها را به مال و فرزندان، یاری میکنیم؟ برای این که میخواهیم در حق ایشان، به نیکیها و
خیرات دنیا تعجیل کنیم؟ بلکه (چنین نیست) آنان نمیفهمند.] [ ۶۹۰ ] . و اگر چنین نبود، در حدیث نیامده بود که: [اگر مؤمن
غمگین نمیشد، برای کافر سرپوشی از آهن خلق میکردیم، تا هرگز سردرد نشود.] و اگر چنین نبود، در حدیث نیامده بود: [همانا
دنیا در نزد خداوند عزوجل بقدر بال مگسی ارزش ندارد.] و اگر چنین نبود که خداوند جرعهای آب بر کافر نمینوشاند، و در
حدیث نیامده بود: [اگر مؤمنی بر قلهی کوهی باشد، هر آینه خداوند، کافر و یا منافقی را برانگیزد تا او را بیازارد!]. و اگر این چنین
نبود، در حدیث نیامده بود: [هرگاه خداوند گروهی و یا بندهای را دوست بدارد، بلا را به سختی بر او وارد کند به طوری که هنوز
از غمی برکنار نشده، دچار غم دیگری گردد.] و اگر چنین نبود، در حدیث نیامده بود: [هیچ دو جرعه نوشیدنی وجود ندارد که
بندهی مؤمن در دنیا بنوشد، در نزد خداوند محبوبتر از فرو خوردن خشم و فرو خوردن غمی که به هنگام مصیبت صبر کند، و
سوگواری و خویشتنداری نیکی داشته باشد.] و اگر چنین نبود، اصحاب رسول خدا (ص) برای دشمنان خود دعا نمیکردند تا عمر
زیاد و تن سالم و مال و فرزند فراوان داشته باشند. و اگر چنین نبود، این خبر به ما نمیرسید که رسول خدا (ص) وقتی که مردی را
مورد ترحم و استغفار ویژه قرار میداد، برایش درخواست شهادت مینمود. [ صفحه ۴۴۶ ] پس شما ای عمو و عموزاده و پسرعموها
و برادران من! باید صبر کنید و راضی و تسلیم خدا باشید و خود را به خدا بسپارید و راضی و صابر به قضای او، گردید و به اطاعت
او تمسک جویید و سر به فرمان او نهید، خداوند بر ما و شما، صبر را فرو ریزد و پایان کار ما را به اجر و سعادت ختم کند، و ما و
شما را از هر هلاکتی به نیرو و توان خود، نجات بخشد که او شنوا و نزدیک است و درود خدا بر برگزیدهی او از میان خلقش،
۶۹۱ ] . این پیام امام علیه السلام، آرامشبخش ایشان در برابر غمهای سخت و ] .« حضرت محمد – پیامبر خدا (ص) – و خاندان او باد
گرفتاریهایی شد که مبتلا بودند، همان طوری که مشتمل بر مدح و ستایش ایشان نیز بوده است و اگر خروج ایشان بر منصور، غیر
مشروع بود. امام علیه السلام اینقدر برای آنها غصه نمیخورد و چنین ستایشی از ایشان نمیکرد، زیرا مقام امام علیه السلام همچون
مقام پیامبر (ص) بدور از سخن بیهوده و پرداختن به دلیل عاطفه محبت است. و از چیزهایی که بر حقانیت ایشان دلالت دارد، آن
است که امام علیه السلام همواره با دلسوزی جریان کار آنها را پیگیری میکرد. خلاد بن عمیر کندی غلام خاندان حجر بن عدی
صفحه ۱۹۱ از ۲۷۲
خلاد میگوید: «؟ آیا اطلاعی از خاندان حسن داری » : نقل کرده است که بر ابیعبدالله – امام صادق علیه السلام – وارد شدم، فرمود
خبری از ایشان به دست ما رسیده بود که مایل نبودم آن را خدمت امام علیه السلام عرض کنم، و گفتم، امیدوارم، خداوند آنان را
آنگاه گریست به حدی که صدای گریهاش بلند شد و «؟ آنها کجا و تندرستی و عافیت کجا » : تندرست بدارد! امام علیه السلام فرمود
ما نیز با او گریه کردیم. [ ۶۹۲ ] خلاد مطالبی دیگر که در ستایش آنان رسیده اضافه کرده و از پدرش نقل میکند که حضرت
از فرزندان تو، گروهی کنار شط فرات کشته میشوند و یا بر » : فاطمه بنت الحسین علیه السلام فرمود: از پدرم شنیدم که میگفت
در حالی که «. سرشان، بلاهایی [ صفحه ۴۴۷ ] میآید که در میان گذشتگان سابقه نداشته و آیندگان نیز چنان مصایبی نخواهند دید
از فرزندان آن بانو – در آن زمان – کسی جز ایشان نمانده بود. به هر حال، آنان در برابر حکومت منصور قیام نکردند مگر با الهام
از روح اسلام و هدایتی که، به مبارزهی با ستمگری و ایستادگی در مقابل ظلم و طغیان، دعوت میکند.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *