امامت و رهبری، حاکمان زمان

نبش قبور مؤمنان

ظاهرا مقصود از مؤمن در این جا، مرحلهی نازل و اولیهی از ایمان و به عبارتی معنی لغوی آن است یعنی کسی که – هرچند به زبان
– شهادتین را بگوید. م. عباسیان دشمنان اموی خود را – همان طوری که گفتیم – پیگیری کردند و هر کدام را زنده یافتند، نابود
ساختند، و بعد به مرده ها پرداختند و قبرهای آنها را شکافتند [ صفحه ۳۹۲ ] و باقیمانده استخوانهای پوسیدهشان را سوزاندند، و این
جریان پس از ورود سپاهیان عباسی به دمشق اتفاق افتاد که عبدالله بن علی فرمانده کل قوای مسلح، دستور داد تا قبرهای آنان را
بشکافند، از جمله قبر طاغوت، معاویۀ بن ابوسفیان را شکافتند، و چیزی جز نخی هم چون خاکستر در آن نیافتند، و قبر عبدالملک
بن مروان را شکافتند و جمجمهای در آن پیدا کردند، قبر یزید بن معاویه را شکافتند و در آن چیزهایی مانند خاکستر یافتند، و جسد
هشام بن عبدالملک را بیرون آورد و تازیانه زد و به دار آویخت و بعد دستور داد پایین آورده و سوزاندند و خاکسترش را به باد
داد [ ۵۹۸ ] . تا این جا سخن ما از امویان، و آنچه از نابودی و تار و مار بر ایشان گذشت، به پایان رسید.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *