فرزندان و نوادگان

نظر شیخ مفید در باره شاه چراغ

مرحوم شیخ مفید فرموده: احمد بن موسی، سیدی کریم، جلیل و صاحب ورع بوده. حضرت ابوالحسن موسی (ع) او را دوست میداشت و مقدم میداشت، و یک قطعه زمین با آب، آنکه به «یسیره» معروف بود، به او بخشیده بود. و نقل شده که احمد هزار برده را از مال خویش آزاد نمود. و از اسماعیل بن موسی (ع) نقل نموده که میگفت: پدرم موسی بن جعفر (ع) با فرزندان خود، به بعضی از املاک خود بیرون مدینه تشریف برد و با احمد بن موسی (ع)، بیست نفر از خدم و حشم پدرم بودند که اگر احمد میایستاد، آنان با او میایستادند و اگر مینشست، با او مینشستند. علاوه بر این، پدرم پیوسته نظرش به احمد بود، و پاس احترام او را میداشت و از او غافل نمیشد [۱] . مرحوم محدث قمی گوید: این احمد معروف به شاه چراغ است، که در داخل شهر شیراز مدفون است. در ظاهر نیز، از جهت قبه، صحن، ضریح، خدام و غیره، تعظیم و احترام دارد. این احقر در سال ۱۳۱۹ در مراجعت از بیت الله الحرام، از شیراز برگشتم. در آن بلده، تربت پاک او را زیارت کردم، و از باطن آن بزرگوار استمداد نمودم. نویسنده: احقر نیز بحمد الله مکرر آن سید بزرگوار را در شیراز زیارت نمودهام. بقعه و بارگاهی مجلل دارد. اکنون جهت آشنا شدن با آن بزرگوار و علت دفن او در شیراز بیانات مرحوم سلطان الواعظین شیرازی را نقل مینمایم، می نویسد: سید امیر احمد شاه چراغ: جناب سید امیر احمد معروف به شاه چراغ که بعد از حضرت رضا (ع) در علم و زهد و ورع و تقوا سرآمد سی و هشت اولاد ذکور و اناث حضرت امام موسی کاظم (ع) بوده که آن حضرت در زمان حیات باغستانی به نام «سریه» را که هزار دینار خریداری نموده بودند به آن جناب هبه فرمودند و این امامزاده واجب التعظیم در مدت عمر هزار بنده در راه خدا آزاد نمودند.
وقتی به شیراز وارد شدند در منزل یکی از دوستان صمیمی اهل بیت طهارت در محله «سر دزدک» همین مکان که الآن بقعه و بارگاه آن حضرت است پنهان شدند و شب و روز را به عبادت میگذرانیدند. از طرف قتلغ خان والی فارس مفتشین بسیاری برای پیدا کردن امامزادگان معظم گماشتند. بعد از یک سال جناب سید امیر احمد را یافتند. خبر به حکومت دادند، لشکر بسیاری برای دستگیری آن حضرت فرستادند.
جنگ و شهادت سید امیر احمد شاه چراغ
جناب احمد با آن قوم دغا به عنوان دفاع از خود جنگ نموده یک تنه با یک شهر مخالف چنان دفاعی به کار برده و شجاعتی به خرج داده که هنوز بعد از هزار و صد سال عبرت و حیرت ارباب تاریخ میباشد. عاقبت چون دیدند از عهدهاش بر نمیآیند از طرف خانهی همسایه را سوراخ کرده وارد خانهای شدند که پناهگاه آن حضرت بود و هر وقت از جنگ خسته میشد در آنجا تنفس و قدری استراحت مینمود و به حمله دوباره میپرداخت. در موقع استراحت که تکیه به دیوار داده بود از عقب شمشیری به فرق نازنینش و از طرف دیگر در همان حال جمعی مشغول خراب کردن خانه بودند از این جهت بدن مبارکش زیر تودههای خاک پنهان شد. خبر قتلش معروف و آن خانه خرابه منفور اهالی گردید (چون شهر شیراز عموما به استثنای عدهای قلیل از مخالفین بودند). تا اوایل قرن هفتم هجری که سلطنت فارس به وجود ذیجود اتابک ابوبکر بن سعد مظفرالدین قرار گرفت که پادشاهی بسیار صالح بود و در سی و شش سال سلطنت خود به زهاد و عباد و علما و فضلا تعظیم بسیار مینمود و در ترویج شریعت مطهر اسلامیه سعی بلیغ داشت [۲] . نظر به فحوای کلام «الناس علی دین ملوکهم» وزیران و بزرگان مملکت فارس همگی مردمانی پاک و متظاهر به شعایر اسلام بودند از جمله وزیران و مقربان دربار اتابک مظفرالدین، امیر مقربالدین مسعود بن بدرالدین بوده، که میل بسیاری به عمران و آبادی داشت روی این جهت امر کرد آن تل که وسط شهر شیراز را به صورت بدی درآورده بود بردارند و در محل آن خانهی خراب شده عمارت بزرگی به پا کنند. کارگرهای بسیاری به کار افتادند، خاکها و زبالهها را به خارج شهر میبردند. روزی در اثنای کار دیدند جسد تر و تازه مقتولی بدون تغیر و تبدل با فرق شکافته، زیبا و وجیه روی زمین زیر آوار قرار گرفته. خبر به وزارتخانه رسید حسب الامر وزیر اعظم جمعی به تفتیش قضیه برآمدند.
پیدا شدن جسد شاه چراغ
پس از تفتیشات بسیار تنها اثری که در بدن آن مقتول دیدند که معرف او شد، حلقه انگشتری بود که بر خاتمش نقش بود «العزه لله احمد بن موسی» با سابقهی تاریخی و شهرت کامل جنگ هاشمی در آن مکان و شهادت احمد بن موسی فهمیدند آن، جسد شریف جناب سید امیر احمد بن موسی الکاظم (ع) امامزاده واجب التعظیم شهید است که تقریبا بعد از چهارصد سال به این طریق صحیح و سالم، ظاهر و اسباب هدایت بینندگان و باعث استبصار جمعی از مخالفان گردید. حسب الامر اتابک و وزیر اعظم در همان محل که جسد ظاهر گردید، بقعهای عالی برپا کردند و قبری حفر نمودند و با احترام بسیار در حضور علما و بزرگان جسد شریف را به خاک سپردند و بر احترام بقعه افزودند و پیوسته مورد احترام بود تا در سال ۶۵۸ قمری که اتابک وفات یافت و در سال ۷۵۰ که سلطنت شیراز و فارس با شاه اسحاق بن محمود شاه بود، مادر شاه ملکه تاشی خاتون که بانویی جلیله، خیره و صالحه بوده بقعهی مبارکهی آن حضرت را تعمیری عالی نموده و گنبد بسیار زیبایی بر آن قبر برافراشت و قصبهی میمند را که در هجده فرسخی شیراز است وقف بر آن بقعه مبارکه نمود که الی الحال باقی و گلاب میمند معروف جهان است [۳] . صاحب «روضاتالجنات» گفته که در بعضی کتب رجال است که احمد مدفون در شیراز است و مسمی است به «سید السادات» و در این زمان مشهور شده به شاه چراغ و به تحقیق به تواتر رسیده کرامات باهره از مرقد طاهرش پس نقل کرده کلمات اشخاصی که تصریح کردهاند به آنکه احمد بن موسی در شیراز مدفون است.
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] الارشاد، ص ۳۰۳٫
[۲] از اسم این شخص برداشت میشود که سنی باشد و مرحوم سلطان الواعظین از وی تمجید نموده عهده سخن با خود اوست و حقیر اطلاعی از حالات او ندارم.
[۳] شبهای پیشاور، ج ۱، ص ۱۳۳ – ۱۳۱٫
منبع: زندگانی بابالحوائج حضرت موسی بن جعفر؛ عباس حاجیانی دشتی؛ موعود اسلام چاپ اول ۱۳۸۸٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *