امامت و رهبری، حاکمان زمان

نفوذ زن درامور سیاسی خلافت مهدی عباسی

زن طبیعتا چنان است که هیجانها و احساسات و عواطفش، او را وا میدارد تا در پی برآوردن تمایلات خود باشد، آن وقت چگونه
قابل قبول است که در امور اجتماعی دخل و تصرف کند؟ این مطلب را منصور و سفاح به خوبی میدانستند، از این رو هیچ کدام از
اینها فرصتی ندادند تا زن وارد امور سیاسی شود، اما همین که خلافت به مهدی رسید، قدرت نفوذ زن ظاهر شد، زیرا که همسرش
[ خیزران، قدرت و نفوذ زیادی در کاخ، و ندیمان خلیفه، و دربانان، و پزشکان و دیگران داشت، و هر کس را دلش [ صفحه ۴۹۶
میخواست مقرب میساخت و هر که را نمیخواست مقرب نمیداشت، در مورد بختیشوع بن جرجیس – پزشک مشهور – شروع به
سختگیری کرد و مهدی – خلیفه – را وادار کرد تا او را به جندی شاپور برگرداند [ ۷۶۳ ] ، و از همان روز نفوذ آن زن، روزافزون
شد و گسترش یافت تا بدانجا که در اواسط و اوخر دولت عباسی باعث نگرانی عموم و عدم استقرار و آرامش مردم گردید.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *