اخلاق و فضائل

نفوذ معنوی امام کاظم

پیشوای هفتم (ع) در پرتو عبادت و بندگی و اتصال به منبع کبریایی حقتعالی از آنچنان قدرت معنوی و نفوذ کلام برخوردار بود که افراد در اولین برخورد، جذب معنویت آن گرامی شده تحت تاثیر اخلاق، رفتار و گفتار سازنده و آموزندهاش قرار میگرفتند. در میان دهها نمونه، جریان بشر حافی و کنیزی که هارون – به منظور بازداشتن آن حضرت از عبادت و بدبین کردن مردم به او – به زندان فرستاد برای اثبات این ویژگی و کمال نفسانی امام (ع) کفایت میکند. بشر حافی – بنا به گفته مورخان – از کسانی بود که زندگیاش را با شراب، لهو و لعب و بزمها و شبنشینیهای آلوده سپری میکرد. تا آن که بر حسب اتفاق امام (ع) در بغداد از کنار خانه او گذشت و صدای ساز و آواز شنید. از کنیزی که در جلوی درب خانه بود پرسید: صاحب این خانه آزاد است یا بنده است؟ گفت: آزاد. فرمود: درست گفتی، اگر بنده بود از مولایش بیم داشت. کنیز وارد خانه شد و جریان دیدارش با امام (ع) را به بشر که بر سر سفره شراب نشسته بود، باز گفت. بشر، فوری از جای برخاست و در پی امام (ع) رفت و به دست آن حضرت توبه کرد و عذر خواست و گریست؛ و پس از این، در زمره زاهدان و پرهیزکاران قرار گرفت و در این راه بر تمامی مردم عصر خود پیشی گرفت. [۱۲۷] . در زمانی که امام کاظم (ع) در زندان بود، هارون الرشید کنیزی اندیشمند و صاحب جمال را به بهانه خدمت به آن حضرت به زندان فرستاد؛ ولی در واقع بدین انگیزه بود که شاید حضرت به وی تمایل پیدا کند و از قدر و منزلتش نزد مردم کاسته [ صفحه ۴۲] شود و یا آن که بهانهای باشد برای از بین بردن آن گرامی. موسی بن جعفر (ع) کنیز را نپذیرفت و فرمود: من نیاز به چنین خدمتکاری ندارم. ولی هارون دوباره او را فرستاد و توسط پیک به امام (ع) پیام داد که، با رضایت شما، شما را به زندان نیفکندیم که در این مورد هم تابع شما باشیم. مامور، کنیز را نزد امام برد و خود بازگشت. هارون خادمی را مامور کرد تا اوضاع را از نزدیک مشاهده و به وی گزارش کند. خادم میدید آن کنیز پیوسته در حال سجده است و این ذکر را بر زبان دارد: «قدوس، قدوس، سبحانک، سبحانک». هارون با دریافت گزارش او، گفت: موسی بن جعفر او را جادو کرده است. کنیز را نزد هارون آوردند، دیدند از خوف خدا میلرزد و چشم به آسمان دوخته است. گفتند: این چه حالتی است که بر تو عارض شده است؟ گفت: عبد صالح (موسی بن جعفر (ع)) چنین بود؛ من نزد او بودم، میدیدم که شب و روز مشغول نماز است و چون از نماز فارغ میشود، خدا را تسبیح و تقدیس میکند. آن کنیز پیوسته بدین حال بود تا زمانی که درگذشت. [۱۲۸] . [ صفحه ۴۳]
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *