سیره عملی و رفتاری

نهی از منکر امام کاظم

روزی امام کاظم (ع) در کنار کوچهای عبور میکرد، صدای ساز و آواز از خانهای به گوشش رسید، در همین لحظه کنیزی از آن خانه برای ریختن زباله، بیرون آمد، امام به او فرمود: «صاحب این خانه بنده است یا آزاد است؟ «(غلام است یا ارباب؟)
کنیز: او آزاد است. امام کاظم: صدقت لو کان عبدا خاف من مولاه: «راست گفتی، آزاد است که این گونه آشکارا گناه میکند، اگر بنده بود از مولای خود میترسید و گناه نمیکرد.»
همین گفتگو باعث شد که کنیز دیرتر به خانه بازگشت، صاحبخانه به نام بشر از کنیز پرسید: چرا دیر آمدی؟ کنیز: شخصی در اینجا عبور میکرد، از من پرسید: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ گفتم آزاد است، گفت: اگر بنده بود از آقای خود میترسید. همین پیام آن چنان بشر را دگرگون کرد که همان لحظه با پای برهنه از خانه بیرون آمد و به دنبال آن آقا که این پیام را داده بود شتافت، ناگاه دید امام کاظم (ع) است، معذرت خواست و همان جا توبه کرد و با چشم گریان به خانهاش بازگشت، و از آن پس هرگز دنبال گناه و انحراف نرفت و از پارسیان معروف عصر خود شد، و چون هنگام توبه، پابرهنه بود، به او «بشر حافی» گفتند، زیرا حافی به معنی پابرهنه است [۱] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] الکنی و الالقاب، ج ۲، ص ۱۶۸٫
منبع: نگاهی بر زندگی امام کاظم؛ محمد محمدی اشتهاردی، نشر مطهر چاپ دوم بهار ۱۳۷۷٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *