امامت و رهبری، حاکمان زمان

نگرانی امام صادق

امام صادق علیه السلام به خاطر مصائب شکنندهای که به خاندانش رسیده بود به قدری اندوهگین بود که قرار نداشت… موقعی که
ای ابوعبدالله! به خدا سوگند که پس از » : آنها را میبردند، مطلع شد، اشک زیادی ریخت و خطاب به حسن بن زید کرد و فرمود
این برای خدا حرمتی نخواهند گذاشت. [ ۶۷۳ ] به خدا قسم، انصار و فرزندان انصار به بیعتی که در عقبه با پیامبر خدا (ص) بستند
پیامبر (ص) به علی علیه السلام فرمود: از ایشان در عقبه بیعت » . و داستان عقبه را برای حسن بن زید یادآوری کرد «. وفا نکردند
بگیر، علی علیه السلام عرض کرد: چگونه بیعت بگیرم؟ پیامبر (ص) فرمود: بر این اساس که از رسول خدا و اولادش چنان پاسداری
مقداری خاموش ایستاد، در حالی که دلش از غم گداخته بود، آنگاه با عبارتی «. کنند که از خود و فرزندان خویش پاس میدارند
۶۷۴ ] . [ صفحه ۴۴۲ ] عبدالله بن ابراهیم جعفری، از ] «…! بار خدایا! عذابت را بر انصار نازل گردان » : آکنده از ناراحتی عرض کرد
خدیجه دختر عمر بن علی نقل کرده است: همین که علویان را جلو در مسجد – دری که به آن باب جبرئیل میگویند – نگاه
داشتند، امام صادق علیه السلام خودش را به آنها رساند، در حالی که دامن عبایش بر زمین کشیده شده بود و بعد از در مسجد
ای گروه انصار! خداوند شما را از رحمت خود بدور سازد! شما بر این اساس با رسول خدا پیمان » : بیرون آمد، و سه مرتبه فرمود
نبسته و بیعت نکردید، اکنون به خدا سوگند که اگر من حریص باشم، بلکه من مغلوب واقع شدهام، و کسی نیست که این گرفتاری
سپس از جا برخاست و یک پای خود را داخل کفش کرد و کفش دیگرش را به دست گرفت و گوشهی عبایش «. را برطرف سازد
روی زمین کشیده میشد، آنگاه وارد خانهاش شد، بیست شب افسرده بود و همواره شب و روز گریه میکرد [ ۶۷۵ ] . دل امام
علیه السلام از غم گداخته و روحش را هالهای از مصائب و آلام در میان گرفته بود و مدام برای تخفیف بیتابی مصیبت و اندوهش،
اشک میریخت.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *