امامت و رهبری، حاکمان زمان

نگرانی عمومی در دوران بنی امیه

ترس و نگرانی، عمومی شد و آشوبها به همه جای عالم اسلام گسترش یافت. ترس و دلهره از طرف حکومت موجود، بر او سایه
افکند. شاعر معروف حارث ابنعبدالله جعدی، آن حالت نگرانی حاکم بر همه شهرها را در شعر زیر توصیف کرده است: أبیت
أرعی النجوم مرتفعا اذا استقلت تجری اوائلها من فتنۀ اصبحت مجللۀ قد عم أهل الصلاه شاملها من بخراسان و العراق و من بالشام
[ کان شجاه شاغلها فالناس منها فی لون مظلمۀ دهماء مثلجۀ غیاطلها یمسی السفیه الذی یعنف بالجه ل سواء فیه و عاقلها [ صفحه ۳۶۸
و الناس فی کربۀ یکاد لها تنبذ أولادها حواملها یغدون منها فی کل مبهمۀ عمیاء تمنی لها غوائلها لا ینظر الناس فی عواقبها الا التی لا
یبین قائلها کرغوه البکر او کصیحۀ حب لی طرقت حولها قوابلها فجاء فینا أزری بوجهته فیها خطوب حمر زلازلها [ ۵۶۲ ] . این است
تعریف روشنی از وضع مردم کشور که سخت از آشوب و دلهرهای که دچار آن بودند، رنج میبردند. شاعر دیگر – ابوالعباس بن
ولید – نیز وضع جامعهی آن روز را در شعر زیر بیان میکند: انی اعیذکم بالله من فتن مثل الجبال تسامی ثم تندفع ان البریۀ فدملت
سیاستکم فاستمسکوا بعمود الدین و ارتدعوا لا تلحمن ذئاب الناس أنفسکم ان الذئاب اذا ما ألحمت رتعوا لا تبقرن بأیدیکم بطونکم
فثم لا حسره تغنی و لا جزع [ ۵۶۳ ] . [ صفحه ۳۶۹ ] به گفتهی ابنولید، فتنه ها همچون کوه ها – از ناحیهی جریان سیاست اموی که بر
اساس شکنجه و سرکوب نسبت به همهی مردم پیریزی شده بود – بر سر مردم میریخت، و طبیعی بود که چنین فتنه ها و
آشوبهایی باعث انفجار عمومیای شود که هیچ نیرویی تاب ایستادن در مقابل آن را نداشته باشد.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *