امامت و رهبری، حاکمان زمان

نیاز به امامت

امامت، رکنی از ارکان و اصلی از اصول اسلامی است و مسلمانان بر ضرورت و حتمی بودن آن اتفاق نظر دارند. زیرا که شریعت
اسلامی مجموعهای از احکام و قوانینی است که در آن، حدود و مجازاتها و همچنین داوری بر طبق دستور خدا، امر به معروف و
نهی از منکر و همین طور جهاد در راه خدا و دفاع از حریم دیانت و دیگر احکام وجود دارد که برای هیچ فردی امکان ندارد – تا
ولایت امر مردم، از مهمترین » : زمانی که امام دستور اجرای آن را نداده باشد – آنها را به اجرا درآورد. ابن تیمیه [ ۱۴۵ ] میگوید
واجبات دینی است. بلکه دین، بدون ولایت [ صفحه ۱۲۷ ] برپا نمیماند، و چون خداوند، امر به معروف و نهی از منکر و یاری
مظلوم و همچنین سایر واجبات از قبیل: جهاد، عدالت، اجرای حدود را بر بندگان واجب شمرده است و اینها جز به وسیلهی قدرت و
۱۴۶ ] . البته برای وجود سیاسی و دینی مسلمانان، ناگزیر از امامی است که عهدهدار سیاست امور ] «… حکومت امکانپذیر نیست
آنان بوده و کار آنها را در پرتو کتاب خدا و سنت پیامبر خدا (ص) رهبری کند و در بین مردم با روشی حرکت کند که بر اساس
عدل خالص و حقیقت محض باشد. براستی که امامت، ضرورتی از ضروریات زندگی اسلامی است که نمیشود از آن بینیاز بود و
عدالت گستردهای که خداوند در روی زمین ایجاد میکند، بدان وسیله تحقق مییابد. از جمله مهمترین انگیزه های امامت، رساندن
مردم به مقام خداشناسی و اطاعت امر خدا و تغذیهی اجتماع از روح ایمان و تقوا و دور ساختن جامعه از صفات بد و خودخواهی
صفحه ۶۶ از ۲۷۲
است.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *