امامت و رهبری، حاکمان زمان

هارون عباسی و رفتار با علویان

هارون، کینه و دشمنی نسبت به خاندان پیامبر (ص) را از جدش منصور به ارث برده بود، چه آن که مورخان بدین حقیقت تصریح کردهاند که وی در همه چیز – جز بذل مال – [ صفحه ۱۰۸] مانند منصور بود. [۲۷۲] از این رو، از همان روزهای نخست حکومت خود، با سنگدلی و کینهتوزی خاصی به مبارزهی با آنان برخاست و سیاستش این بود که فرزندان از علی (ع) روی زمین نماند، بدین جهت با صراحت میگفت: «تا کی وجود خاندان علی بن ابیطالب را تحمل کنم، سوگند به خدا، به طور قطع، آنان و پیروانشان را خواهم کشت.» [۲۷۳] . وی در اجرای این سیاست به محض رسیدن به قدرت فرمانی مبنی بر اخراج علویان از بغداد و تبعید آنان به مدینه صادر کرد [۲۷۴] و دست مزدوران خود را در اذیت و آزار آل علی (ع) باز گذاشت؛ به حدی که علویان مجبور شدند به صورت ناشناس در روستاها و مناطق دور دست پراکنده شوند و خود را از دید ماموران حکومتی پنهان سازند. با این حال، جلادان هارون، جمعی از آنان را به پای چوبه دار کشاندند و گروهی را به زندان افکندند. «حمید بن قحطبه» یکی از جلادان دربارهی جنایت خلیفه در حق علویان داستان جانسوزی نقل میکند که خلاصهاش چنین است: «زمانی که در طوس بودم هارون نیمه شبی مرا احضار کرد و به من دستور داد این شمشیر را بگیر و آنچه این خدمتکار میگوید اجرا کن. او مرا به منزلی برد که سه اتاق و یک چاه داشت. در درون هر اتاق بیست نفر پیرمرد، میانسال و جوان که دارای موهای بلند و بافته و به غل و زنجیر بسته شده و همگی از اولاد علی و فاطمه علیهماالسلام بودند، وجود داشتند. خادم در اتاقها را یکی پس از دیگری گشود و گفت فرمان این است که همهی اینان را گردن بزنی و به درون چاه بیندازی. من ماموریت را انجام دادم و همهی آنان را کشتم و خادم پیکرشان را به درون چاه افکند.» [۲۷۵] .
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *