امامت و رهبری، حاکمان زمان

هارون و امام کاظم

هارون از صلابت و سرسختی خاندان پیامبر (ص) به ویژه پیشوای آنان حضرت موسی بن جعفر (ع) در برابر حکومت خودکامهی خود به شدت رنج میبرد؛ از این رو، از هر راه [ صفحه ۱۰۹] ممکن سعی در کوبیدن آن حضرت و ایجاد فشار و محدودیت نسبت به فعالیتهای وی و در نهایت کشتن آن گرامی داشت. هارون در یکی از سالها پس از فراغت از اعمال حج وارد مدینه شد و عموم مردم را به حضور پذیرفت. امام کاظم (ع) نیز بنابر مصالحی به دیدار او رفت. هارون در ابتدای ورود امام (ع) به ظاهر از وی احترام کرد؛ ولی هنگام تقسیم بیتالمال میان فرزندان مهاجر و انصار به موسی بن جعفر (ع) کمترین مبلغ (دویست دینار) را داد؛ در حالی که به دیگران تا پنج هزار دینار نیز میداد. مامون از برخورد تبعیضآمیز پدرش در توزیع بیتالمال تعجب کرد و علت آن را از وی جویا شد. هارون در پاسخ گفت: اگر من به او هم آنچه تضمین کردهام بدهم، ایمن نیستم از این که او فردا صد هزار شمشیر به دست از شیعیان و دوستانش را علیه من تحریک نکند. فقر و تنگدستی او و خاندانش بهترین و سالمترین راهی است که حکومت ما را از خطر محفوظ میدارد. [۲۷۶] . سخنان هارون در این دیدار بیانگر وحشت و نگرانی وی از بهبود وضع اقتصادی موسی بن جعفر (ع) است، همان بیم و نگرانی که کارگردانان سقیفه از بهبود بنیهی اقتصادی امیرمومنان داشتند و برای تهی کردن دست وی، فدک را از همسر آن حضرت گرفتند. هارون توسط جاسوسان خود خبر یافت که شیعیان، مخفیانه با امام کاظم (ع) در تماس هستند و اموال و وجوه شرعی خود را به او میپردازند. وی در پی دریافت این گزارش آن حضرت را به حضور طلبید و با ناراحتی خطاب به او گفت: (در یک زمان به نام) دو خلیفه خراج و مالیات جمعآوری میشود!؟ در این درس به همین مقدار بسنده میکنیم. ان شاءالله در درسهای آینده در بخش فعالیتهای امام (ع) و علل و عواملی که منجر به دستگیری و شهادت آن حضرت شد، جنایات هارون نسبت به موسی بن جعفر (ع) با تفصیل بیشتر مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. [ صفحه ۱۱۰] پس از هادی برادرش هارون به حکومت رسید و ۲۲ سال و اندی حکومت کرد که سیزده سال آن در دوران امامت امام کاظم (ع) بود. وی نسبت به خلفای پیشین از اقتدار و امکانات بیشتری برخوردار بود و دوران خلافت او،دوران اوج و اقتدار و شکوه عباسیان به شمار میرفت. سالانه مبلغ ۷۲ میلیون دینار خراج و مالیات به خزانهی مملکت میرسید. متاسفانه این مبالغ به جای صرف در آبادی کشور و تامین نیازهای عمومی جامعه بیشتر صرف زندگی اشرافی و بزمها و عیش و نوشهای شاهانه میشد و برای مردم جز محرومیت و تنگدستی ثمرهای نداشت. کاخهای مجلل به نامهای قصر خلد و دارالسلام که نهرها از میان آنها جاری بود، جذب انبوهی از کنیزان رقاصه و خنیاگر، نوازندگان و خوانندگان به دربار و اسراف و تبذیر در خوراک و پوشاک همه از مظاهر عیاشی و تجملپرستی هارون است. پنجمین خلیفهی عباسی مردی چند چهره بود. در عین تجملپرستی و اشرافیت، به دینداری و خداترسی تظاهر میکرد تا بتواند خود را به عنوان خلیفه مسلمانان قلمداد کند. هارون، بغض و کینهی زیادی نسبت به علویان داشت و معتقد بود فرزندی از آل علی (ع) نباید روی زمین بماند و سوگند یاد کرد که همه آنان و پیروانشان را بکشد. در اجرای این سیاست تمامی آنها را متواری و پراکنده کرد؛ جمعی را نیز کشت و گروهی را به زندان افکند. وی در راس علویان از پیشوایشان موسی بن جعفر (ع) بیم داشت و از صلابت و سرسختی آن گرامی در برابر حکومتش رنج میبرد و همواره در صدد منکوب کردن آن حضرت و ایجاد فشار و محدودیت و در تنگدستی نگهداشتن او بود. پرسش ۱- هارون چه تاریخی به حکومت رسید و چند سال آن معاصر امام کاظم (ع) بود؟ ۲- دوران خلافت هارون از نظر سیاسی و اقتصادی چه ویژگیای داشت؟ ۳- نمونههایی از مظاهر اشرافیت و تجملگرایی هارون را ذکر کنید. ۴- هارون نسبت به علویان چه سیاست و روشی داشت؟ ۵- برخورد هارون با موسی بن جعفر (ع) چگونه بود؟ [ صفحه ۱۱۱]
برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *