امامت و رهبری، حاکمان زمان

هارون و تلاش برای محو به شهادت رساندن امام کاظم

جنایتکاران عباسی با به شهادت رساندن موسی بن جعفر (ع) بیش از هر کس دیگری میدانستند که چه جنایت بزرگی مرتکب شدهاند و نیز میدانستند که چنین جرم بزرگی هرگز مخفی نخواهد ماند و به طور قهری پیامدهای سوئی برای دستگاه آنان به دنبال خواهد داشت. از این رو، برای محو آثار جرم و فریفتن افکار عمومی و جلوگیری از شورشهای بعدی دست به اقداماتی زدند: ۱- سندی بن شاهک پس از مسموم کردن امام (ع) و ظرف دو سه روزی که از عمر آن حضرت باقی مانده بود، هشتاد نفر از رجال و شخصیتها را جمع کرد و به زندان برد تا از نزدیک وضع زندان و حال امام (ع) را ببیند و گواهی دهند که پیشوای شیعیان در رفاه و آسایش به سر میبرد و هیچ گونه آثار جراحت و زخمی در او وجود ندارد. اما هوشیاری امام (ع) نقشه او را نقش بر آب ساخت؛ او خطاب به حاضران فرمود: مرا به وسیلهی نه عدد خرما مسموم ساختهاند؛ بدنم فردا سبز میشود و پس فردا از دنیا خواهم رفت. [۴۷۳] . ۲- پس از شهادت امام (ع) جنازه آن بزرگوار را مدت سه روز [۴۷۴] روی پل بغداد در معرض تماشای عموم گذاشتند تا به شیعیان بفهمانند که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفته است. [۴۷۵] . ۳- فرومایگان عباسی میدانستند که اگر جنازه امام (ع) را به دست شیعیان بسپارند و آنان عهدهدار مراسم تشییع و تدفین آن حضرت گردند، چه بسا مراسم، تبدیل به تظاهرات و تبلیغات بر ضد دستگاه خلافت خواهد شد. از سوی دیگر، هارون که تا این مرحله، خود را از خون آن حضرت تبرئه کرده بود و مدعی بود او با مرگ طبیعی درگذشته است، مصلحت نمیدید که جنازه آن گرامی مخفیانه و به دور از چشم مردم دفن شود. از این رو، برنامه را به گونهای ترتیب داد که خود [ صفحه ۲۲۳] دولتمردان و سپاهیان عهدهدار امر تشییع شوند و مردم هم کنار آنان شرکت کنند. برای این منظور، سلیمان بن جعفر، مرد جا افتاده و بزرگ خاندان، یعنی عموی خود را پیشقدم کرد. سلیمان، به ظاهر از جریان دستگیری و درگذشت امام (ع) ابراز تاسف کرد و به فرزندان خود دستور داد تا جنازه را از نیروهای پلیس تحویل بگیرند؛ سپس برای مراسم تشییع جنازه اعلام عمومی کرد. [۴۷۶] بدین ترتیب تحت این پوشش فریبنده نگذاشتند جنازه به دست مردم بیفتد. ۴- بعضی از مورخان نوشتهاند: همان روز شهادت امام کاظم (ع) خداوند انتقام خون او را از قاتلش «سندی بن شاهک» گرفت. بدین ترتیب که هنگام عبور از دجله اسب او رم کرد و صاحبش را به کام امواج آب سپرد و غرق شد. [۴۷۷] . مورخان هر چند علت رم کردن اسب «سندی» را یادآور نشدهاند؛ ولی چنین به نظر میرسد که – گر چه او به سزای عمل خود رسید ولی – مرگ او حساب شده و با انگیزه محو آثار جرم صورت گرفته است تا امکان دسترسی به مباشر و مجری این جنایت بزرگ برای همیشه از میان برود و با هلاکت او بسیاری از رازهای سیاسی پشت پرده، همچنان در خفا بماند. [ صفحه ۲۲۴]
خلاصه
هارون به رغم آن که در عرصه سیاست آن روز چهره قدرتمند و موفقی بود در جبهه مبارزه با خط امامت با ناکامی روبه رو شد؛ ناچار تصمیم به قتل رهبری آن گرفت. هارون هر چند بارها با احضار امام کاظم (ع) به مرکز خلافت تصمیم به کشتن آن حضرت گرفت ولی موفق نشد تا آن که سرانجام در سفر به مدینه در سال ۱۷۹ ه. ق دستور داد امام (ع) را دستگیر کرده و به بصره نزد عیسی بن جعفر منتقل نمایند. امام (ع) مدت یکسان در زندان بصره بود. پس از آن به بغداد منتقل شد. در بغداد نزد چند نفر از جمله فضل بن ربیع و یحیی بن خالد برمکی زندانی بود. شخصیت معنوی و الهی و نیز رفتار و اخلاق امام (ع) در زندان به گونهای بود که زندانبانان را تحت تاثیر قرار میداد و آنان را مجذوب آن بزرگوار میکرد. از این رو، هارون مجبور شد آن حضرت را به دست خون آشامی همچون سندی بن شاهک بسپارد و از وی بخواهد که هر چه زودتر امام را به شهادت برساند. هارون در آخرین روزهای زندگی امام (ع) با فرستادن یحیی برمکی نزد آن حضرت در زندان سعی در به سازش کشیدن و تسلیم آن گرامی در برابر خواسته خود داشت که موفق نشد. سرانجام، امام (ع) در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ ه. ق در زندان سندی بن شاهک با زهر به شهادت رسید و در مقابل قریش به خاک سپرده شد. دستگاه خلافت برای سرپوش نهادن به جنایت خود دست به اقدامات مذبوحانهای زد. پرسش ۱- هارون پس از احساس شکست و ناکامی در رویارویی با جبهه امامت چه تصمیمی گرفت؟ ۲- موسی بن جعفر (ع) در چه سالی و چگونه دستگیر شد؟ ۳- پیشوای هفتم (ع) چه مدت در زندان بصره بود؟ و چرا از آنجا منتقل شد؟ ۴- آخرین ترفند هارون برای به سازش کشیدن امام کاظم (ع) چه بود؟ ۵- موسی بن جعفر (ع) در چه تاریخی و در کدام زندان به شهادت رسید؟

برگرفته از کتاب زندگانی امام کاظم علیه السلام نوشته: علی رفیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *