امامت و رهبری، حاکمان زمان

هلاکت هادی عباسی

خداوند دعای ولی خود، عبد صالح علیه السلام را مستجاب کرد، و دشمن وی طاغوت ستمپیشه را هلاک ساخت، و بندگان خویش
و مردم سراسر کشور را از شر وجود او خلاص کرد، اما علت مرگ وی را بعضی از مصادر، غدهای دانستهاند که در داخل بدن او
پیدا شده بود، و سرانجام او را از پا درآورد [ ۸۳۰ ] ، اما اکثر مصادر به صراحت گفتهاند، که مادرش خیزران بر او خشمگین شد، از
آن روز که وی جلو نفوذ خیزران را – به خاطر آن داستان مشهور – گرفته بود، و خیزران از او نسبت به فرزندش هارون میترسید –
که او را از تمام دنیا و هستی دنیا بیشتر دوست داشت [ ۸۳۱ ] – این بود که به کنیزان خود، دستور داد تا او را خفه کنند، و کنیزان در
موقعی که او خواب بود، اقدام به قتل او کردند [ ۸۳۲ ] . به هر حال طومار زندگی این طاغوت در هم پیچید، و روزگارش به طول
نیانجامید و تنها یک سال و چند ماه خلافت کرد، اما همین مدت کوتاه بر مسلمانان سخت و گران بود، و با دشوارترین مشکلات و
بدترین مصائب و دشواریها روبرو گردیدند، سرهای فرزندان پیامبرشان را روی نیزه ها دیدند که شهر به شهر و دیار به دیار
میگرداندند و اسیران آنها را مشاهده مینمودند که کشته و به دار آویخته میشدند، و دربارهی آنان حرمت رسول اکرم (ص) و
حرمت اسلام را که بر همهی مسلمانان فرض و لازم بود، رعایت نمیکردند. اما آنچه که بیشتر دل مسلمانان را به درد آورد، و بر
غم و رنج آنها افزود، این بود که موسی هادی، به لهو و لعب، هرزگی و بیشرمی رو آورده و خزانهی مرکزی را در راه شهوات
خود صرف میکرد، و انبوه ثروتها را – بدون هیچ توجهی به آن همه تأکید اسلام که در اموال مسلمین باید نهایت احتیاط را کرد
و با حرمت صرف اموال، در غیر [ صفحه ۵۴۸ ] مصالح مسلمین و پیشرفت اقتصادی آن – به خوانندگان و نوازندگان بخشید. امام
موسی علیه السلام، این رویدادهای طاقتفرسا را میدید، و بسیاری از پیامدهای ناگوار آنها را لمس میکرد، از این رو بیش از همه
ناراحت و رنجور بود. میدید که حق پایمال شده و عدالت بر باد رفته است، و هیچ سایهای از زندگی اسلامی به چشم نمیخورد، و
سلطه های حاکم آن روز، با تمام آثار اسلامی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و اداری به مبارزه برخاسته بودند. تا این جا سخن
ما، در بخش اول از این کتاب به پایان میرسد، و با خوانندگان عزیز، در جلد دوم، دیدار خواهیم داشت، و در آن جا برخی از
شؤون و احوال امام علیه السلام را به طور گسترده، به عرض آنان خواهیم رساند. بحمدالله تعالی و با عنایت ثامن الائمه علیه السلام،
موفق شدم، ترجمهی مجلد اول از زندگانی باب الحوائج الی الله، عبد صالح حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را به پایان
صفحه ۲۳۰ از ۲۷۲
رسانم، امید آن که توفیق ترجمه جلد دوم این کتاب نیز نصیبم گردد، و ذخیرهای برای عالم آخرتم باشد آمین یا رب العالمین.

برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *