امامت و رهبری، حاکمان زمان

وفات مهدی عباسی

مورخان دربارهی مرگ وی اختلاف نظر دارند، بعضی گفتهاند که وی به شکار رفت و به دنبال آهویی تاخت، تا آن جا که آهو
وارد خرابهای شد، در آن خرابه تنگ بود، وقت ورود، کمرش به بالای در خرابه گرفت و ستون فقرهاش را برید و همان روز مرد. و
برخی گفتهاند که یکی از کنیزانش از دست کنیز دیگری که مهدی او را دوست میداشت، و به او عشق میورزید، ناراحت بود،
زهری را برای کشتن او به غذایی آغشته کرده بود، و مهدی بیخبر از همه جا آن غذا را خورد و مرد. به هر حال همین که از دنیا
رفت، خانواده و کسانش بر او گریه کردند، و غم و اندوه بر آنها سایه افکند، و پس از مرگش برخی از کنیزان لباس غم و سوگ بر
تن کرده بودند، و ابوعتاهیه اشاره به آنان کرده، میگوید: رحن فی الوشی و اقبلن علیهن المسوح کل نطاح من الدهر له یوم یطوح
لست بالباقی و لو عمرت ما عمر نوح فعلی نفسک نح ان کنت لابد تنوح [ ۷۸۹ ] . [ صفحه ۵۱۰ ] تا این جا سخن ما دربارهی دوران
[ خلافت مهدی و آنچه در آن دوران بر سر امام علیه السلام آمد، به پایان رسید. [ صفحه ۵۱۳
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *