امامت و رهبری، حاکمان زمان

ولید بن یزید

در میان این امت مردی به نام ولید، بیاید که شرش برای این امت از » : این روایت صحیح از پیامبر (ص) رسیده است که فرمود
اوزاعی این مطلب را مورد تأیید قرار داده که آن ولید، همین ولید بن یزید است [ ۵۴۸ ] این طاغوت «. فرعون برای قومش بیشتر است
هواپرست، در هرزگی بالادست نداشت، او نخستین کسی بود که آوازخوانان را از شهرها میآورد و با هوسبازان همنشین میشد و
بادهگساری و لهو و لعب و نوازندگی را علنی ساخت. در زمان او فساد گسترش یافت، و مردم بر داد و ستد شراب و میگساری رو
آوردند، او خود سخت علاقمند به بادهگساری بود و به زیباترین اوصاف، می را توصیف کرده است: و صفراء کالزعفران سباها لنا
التجر من عسقلان تریک القذاه و عرض الانا ءستر لها دون مس البنان لها حبب کلما صفقت تراها کلمعۀ برق یمانی [ ۵۴۹ ] . از جمله
ناپاکیهای او این است که میخواست بالای خانهی کعبه، بارگاهی درست کند که در آن جا بادهگساری نماید و بر طواف
حاجیان نظارهگر باشد [ ۵۵۰ ] اما [ صفحه ۳۶۱ ] خداوند به او مهلت نداد، و کمرش را شکست و همچون توانای انتقام گیرنده، او را
گرفت و یزید بن ولید با جمعی از کسانش بر او شوریده و او را کشتند و سرش را بریدند و یزید را به جای او در دمشق منصوب
کردند [ ۵۵۱ ] . از جمله هوسبازیهای این نابکار بیحیا آن که، پسر عایشهی قرشی [ ۵۵۲ ] ، برای او این اشعار را به آواز خواند:
انی رأیت صبیحۀ النحر حورا نفین عزیمۀ الصبر مثل الکواکب فی مطالعها عند العشاء أطفن بالبدر و خرجت ابغی الاجر محتسبا
فرجعت موقورا من الوزر [ ۵۵۳ ] . ولید با شنیدن این اشعار آنقدر شادمان شد که عنان درست اندیشیدن را از دست داد، رو به
.«…! به خدا سوگند که به امیرالمؤمنین احسان کردی، تو را به حق عبد شمس، دوباره بخوان، دوباره بخوان » : ابنعایشه کرد و گفت
صفحه ۱۵۸ از ۲۷۲
او دوباره خواند و باز گفت: به خدا قسم احسان کردی، به حق امیه تکرار کن، و بار دیگر باز خواند و هی مرتب از پدران خود
یکی پس از دیگری نام میبرد و او را به ایشان قسم میداد، تا چندین بار این اشعار را بر وی خواند و او مست، بدون عقل و شعور
– شراب، عقلش را ربوده بود – به ابنعایشه چسبید، پهلوها و اعضای بدن او را عضو به عضو بوسه میزد تا رسید به آلت تناسلی
وی، پس از درگیری طولانی که بین آنها [ صفحه ۳۶۲ ] شد، این هواپرست – به نام امیرالمؤمنین و خلیفۀ المسلمین! – توانست آلت
ابن عایشه را به صورت زشتی ببوسد، که چهرهی انسانیت از این عمل زشت او غرق عرق میشود، و آنگاه جامه هایش را از تن
بیرون آورد و به سمت ابنعایشه انداخت و خود برهنه و کشف عورت باقی ماند تا این که لباسهای دیگری برایش آوردند و
پوشید و بعد هزار دینار به او داد و بر استری سوارش کرد و از او خواست تا روی فرشها سواره حرکت کند و سرانجام او را با این
۵۵۴ ] . ابن بود، نمای مختصری از بیبند و باری و ] «! مرا در حالتی، داغتر از ریگهای تفدیده ترک گفتی » : سخن ترک گفت
هوسرانیها و دستیازی پادشاهان اموی بر لهو و فساد، همان کارهایی که باعث گسترش کینه مردم نسبت به ایشان و نارضایتی از
حکومت آنان گردید.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *