امامت و رهبری، حاکمان زمان

پشیمانی ابومسلم

ابومسلم در آخر کار به خاطر کشتارها و گناهانی که مرتکب شده بود پشیمان شد و تمام کارهایی که انجام داده بود، به سفاح
من برادر تو را، رهبر » : نسبت داد. و این مطلب در نامهای که به ابوجعفر منصور نوشته است آمده، از جمله در همان نامه نوشته است
خود قرار داده و به خاطر خویشاوندیاش با پیامبر و وصیتنامهای که او را وانمود کرد خلافت به وی منتقل شده، او را راهنمای دین
خود قرار دادم، ولی او مرا در حیرت و گمراهی قرار داده و با لجام فتنه، افسارم کرد و به من دستور داد تا به مجرد اتهام افراد را
دستگیر و روی اتهام او را بکشم، و هیچ گونه عذری را نپذیرم، [ صفحه ۴۰۱ ] این بود که به فرمان او حرمتهایی را که خداوند،
پاسداری آنها را واجب کرده بود، از بین بردم و خونهایی را که خداوند نگهداری آنها را فرض نموده بود، ریختم. حکومت را از
اهلش بدور ساختم. و آن را در غیر محل خود قرار دادم، پس اگر خدا مرا ببخشد، لطف کرده است و اگر مرا مجازات کند، به
۶۱۰ ] . ابومسلم در نامهی خود، از ] «… خاطر اعمالی است که خود انجام دادهام، و خداوند نسبت به بندگانش ستمکار نیست
پشیمانی خویش و درندهخویی و قساوت سفاح و این که تمام کارهایی که او کرده از خونریزیها، هتک حرمتها،و ایجاد ترس و
بیم، همه و همه مستند به دستور سفاح بوده، پرده برداشته است. ابومسلم قریب به این مطالب را، در نامهی دیگری که به ابوجعفر
اما بعد، من مردی را امام خود و راهنمای بر آنچه خداوند بر خلق واجب کرده، قرار دادم » : منصور نوشته، تصریح کرده، میگوید
که در موضع علم قرار گرفته و خویشاوندی نزدیک با پیامبر خدا (ص) داشته است، اما او مرا از قرآن بیگانه ساخته و به طمع دنیای
ناچیزی که خداوند بر بندگانش آن را ارزانی داشته، دستورات قرآن را تحریف کرد، و چون کسی که خودبینی و غرور او را گرفته
باشد، به من دستور داد تا شمشیر بکشم و رحم و مروت را به یکسو نهاده، عذر کسی را نپذیرم و از لغزش احدی چشمپوشی نکنم،
من به خاطر استواری سلطنت شما، همهی این کارها را انجام دادم، تا مردمی که شما را نمیشناختند، شناختند و دشمنان شما مطیع و
۶۱۱ ] . ابومسلم با این ] «… فرمانبردار شما شدند. و خداوند، با وجود گمنامی و پس از آن همه ذلت و حقارت، شما را پیروز گردانید
صراحت و عبارات خطرناک از اوصاف حیلهگری و گمراهسازی و بیاعتقادی سفاح نسبت به ارزشهای انسانی پرده برداشته است.
ابومسلم به این نتیجه رسیده بود و در دل نسبت به آن گناه بزرگی که مرتکب شده بود سخت پشیمان شده و امید به آمرزش الهی
گفتند: آیا بخشش گناهت را بر خدا « الهی! من از آنچه گمان نمیبردم که مرا بیامرزی توبه میکنم » : نداشته و در عرفات میگفت
عظیم میشماری؟ [ صفحه ۴۰۲ ] گفت: من تا وقتی که دولت بنیعباس سرکار است، جامهی ظلم را بافتهام پس چه بسا فریادی که
. [ به هنگام فرا رسیدن ظلم متوجه من است، به این ترتیب، چگونه خداوند کسی را بیامرزد که این مردم دشمنان او هستند! [ ۶۱۲
ابومسلم براستی که کار آخرت خود را تباه کرد و دین خود را در راه استوار نمودن سلطنت بنیعباس فروخت، موقعی پشیمان شد
که پشیمانی سودی به حال او نداشت و عفو خداوند هرگز شامل آن کسی که دریاهایی از خون نیکان را بناحق ریخته و در سراسر
صفحه ۱۷۴ از ۲۷۲
کشور اسلامی بساط عزا و اندوه و گرفتاری را گسترده است، نمیباشد.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *