پیامکهای مرتبط

پیامک به مناسبت شهادت امام موسی کاظم (ع) – سری ۸

امام کاظم (ع):
ندا کننده اى در روز قیامت ندا می کند:آهر که را بر خدا مزدى است برخیزد، و برنمیخیزد، مگر کسى که گذشت کرده ، پس پاداشش با خدا خواهد بود.
{سن شریف۵۵ وامامت۳۵سال}
(شهادت تسلیت باد)

*******

امام کاظم (ع):
سختى ناحقّ را آن کس شناسد که بدان محکوم گردد.
{سن شریف۵۵ وامامت۳۵سال}
(شهادت تسلیت باد)

*******

امام کاظم (ع):
هر گاه مردم گناهان تازه کنند که نمی کردند، خداوند بلاهایى تازه به آنها دهد که به حساب نمی آوردند.
{سن شریف۵۵ وامامت۳۵سال}
(شهادت تسلیت باد)

*******

امام کاظم (ع):
همانا واجبترین حقّ برادرت بر تو آن است که چیزى را که سبب نفع دنیا و آخرت اوست، از او پنهان و پوشیده ندارى.
{سن شریف۵۵ وامامت۳۵سال}
(شهادت تسلیت باد)

*******

امام کاظم (ع):
از شوخى بیمورد بپرهیز، زیرا که شوخى، نور ایمان تو را می برد.
{سن شریف۵۵ وامامت۳۵سال}
(شهادت تسلیت باد)

*******

امام کاظم (ع):
از ما نیست کسى که هر روز حساب خود را نکند، پس اگر کار نیکى کرده است از خدا زیادى آن را بخواهد، و اگر در آن کار بدى کرده، ازخدا آمرزش طلب نموده و به سوى او توبه نماید.
{سن شریف۵۵ وامامت۳۵سال}
(شهادت تسلیت باد)

*******

امام هفتم ما فرمودند: «هر کس می خواهد قوی ترین مردم باشد، بر خدا تکیه کند».

*******

امام موسی کاظم: سه چیز تباهى مى‏آورد: پیمان شکنى، رها کردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

*******

امام موسی کاظم: خیر برسان و سخن نیک بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر کس مباش

*******

چشم گردون در عزای موسى جعفر گریست
دیده ی خورشید بر آن ماه خوش منظر گریست
گر چه او پروانه ی حق بود اما همچو شمع
در مناجاتش ز هجر دوست پا تاسر گریست

*******

سالها کنج قفس تنها و بی غمخوار بودم
لحظه ها را می شمردم در غم دیدار بودم
هر سحر با ضربه ی سیلی نمودم روزه آغاز
زیر آماج لگد در لحظه ی افطار بودم

*******

گرچه زندانبان مرا میزد به نامردی ولیکن
من برای عفو او در ذکر یا غفار بودم
من زکیه سیرتم زهرا تبارم زینبی ام
گاه یاد شام وگه یاد در ودیوار بودم

*******

چونکه می بردند نامردان به سوی چارمیخم
یاد بند گردن مولا وآن مسمار بودم
چونکه می افتاد دندانی ز من از دست سنگینی
یاد چوب خیزران و کوفه بدکار بودم

*******

فاصله افتاده بین استخوانهای نحیفم
یاد غمهای سه ساله بسکه در آزار بودم
تا که می خندید دشمن بر شکسته حرمتم
یاد سر گردانی زینب سر ِ بازار بودم

*******

این سان که چشم اهل دل از خون دل تر است/بهر عزای حضرت موسی ابن جعفر است
خاک زمین شهر مدینه ز داغ او/چون آسمان سینه ما لاله پرور است
از یاد زهر و سینه سوزان آن امام/چشم موالیان حزینش ز خون تر است

*******

ای طرفداران قرآن و شریعت بنگرید/موسی جعفر شهید مکتب تقوا شده
از یاد زهر و سینه سوزان آن امام/چشم موالیان حزینش ز خون تر است

*******

با آنکه بود قدرت او قدرت علی/با آنکه علم و دانش او چون پیمبر است
اما صلاح و مصلحت روزگار بود/تسلیم محض در بر خلاق اکبر است
عمرش اگرچه گوشه زندان به سر رسید/اما عنایتش به جهان سایه گستر است

*******

او عاشق لقای خدا بود و در جهان/زندان و قصر در نظر او برابر است
یک روز با صبوری و یک روز با جهاد/ترویج دین برای امامان مقدر است

*******

زندان ز شأن و منزلتش هیچ کم نکرد/یک موی او ز جمله آفاق برتر است
ما ذره ایم در بر نور جمال او/او مهر آسمان بود و ذره پرور است

*******

چاه زندان قتلگاه یوسف زهرا شده/چشم یعقوب زمان در ماتمش دریا شده
اختران اشک جاری ز آسمان دیده گشت/چون نهان ماه رخش در هاله غم ها شده
بس که جانسوز است داغ آن امام عاشقان/در عزایش غرق ماتم خانه دل ها شده
ای طرفداران قرآن و شریعت بنگرید/موسی جعفر شهید مکتب تقوا شده

*******

این عزای کیست که این گونه جهان ماتم سراست/گوئیا برپا دوباره شور عاشورا شده
این عزای حجت حق موسی جعفر بود/کز غم جانسوز او افسرده قلب ما شده
«حافظی» شد ژرف زندان بهر او معراج عشق/عاشق صادق سوی معشوق رهپیما شده

*******

وصف گم گشته خود را اگر خواهی بیا/کنج زندان مانده ام در حسرت دیدار تو
دست و پایم بسته و بنشسته می خوانم نماز/تا که از رونق نیفتد گر می بازار تو

*******

کاش رضایم برسد در برم/تا که شود مرحم چشم ترم
پای به غل، عقده و خون در گلو/وای الهی نرسد مادرم

*******

بیا موسی بن جعفر از سر لطف/دلم را با نگاهی کن تو درگیر
دلم را بر ضریحت چون دخیلی/ببند و با ولایت کن تو تسخیر

*******

موسای آل فاطمه بر ما نگاهی/در گوشه زندان چرا تو غرق آهی
تو شمس صبح عشقی و تو عین نوری/بر شام تار قلب ما تنها تو ماهی

*******

غمت دانم هزاران دسته بوده/تنت موسی بن جعفر خسته بوده
تو را باب الحوائج خوانده اند چون/که عمری در به رویت بسته بوده

*******

خجالت می کشم آقا ز رویت/که دست حاجتی آرم به سویت
بزیر بیرق سبز رضایت/دعا کردم دمی آیم به کویت

*******

من معتکف کوی دو چشمان تو هستم کاظم/من ریزه خور سفره احسان تو هستم کاظم
من دل به تو دادم که مرا پاک کنی آقا جان/من محو رخ و چهره تابان تو هستم کاظم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *