معجزات و کرامات

کرامتی از امام کاظم و توجه او به بینوایان

امام کاظم علیه السلام در منی (نزدیک مکه) بود، بانویی را دید گریه می کند و بچه هایش نیز که در کنارش هستند گریه می کنند، به خاطر آن که گاوی شیرده داشتند و آن گاو مرده بود. امام کاظم علیه السلام نزد آن بانو رفت و فرمود: «ای کنیز خدا، چرا گریه می کنی؟» بانو گفت: «ای بنده ی خدا، من دارای چند کودک یتیم هستم، [ صفحه ۱۲۲] و تنها در زندگی یک گاو داشتم که زندگی من و بچه هایم به وسیله ی آن گاو تامین می شد، اکنون آن گاو مرده است و دست من و بچه هایم از همه چیز کوتاه شده است و بیچاره شده ایم.» امام کاظم: ای کنیز خدا، آیا می خواهی آن گاو را برای تو زنده کنم؟ به دل بانو افتاد که در پاسخ گفت: آری. امام کاظم علیه السلام به کنار رفت و دو رکعت نماز خواند، و دست به سوی آسمان بلند کرد و لبهایش را تکان داد (که معلوم بود دعا می کند) سپس برخاست، گاو را صدا زد، و با نوک عصا یا پنجه ی پا به آن گاو مرده زد، ناگهان آن گاو برخاست و راست ایستاد، وقتی که زن آن منظره را دید، جیغ کشید و فریاد زد: عیسی بن مریم و رب الکعبه: «سوگند به خدای کعبه این مرد، عیسی بن مریم علیه السلام است.» امام کاظم علیه السلام به میان مردم رفت و از آنجا گذشت [۱۰۸] .
نوشته آقای محمد محمدی اشتهاردی بر گرفته از کتاب نگاهی بر زندگی امام کاظم علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *