احادیث و سخنان

کلمات قصار امام کاظم علیه السلام

امام علیه السلام کلمات حکیمانهای دارد که دربارهی پارهای از مسائل اخلاقی و اجتماعی – بیش از آنچه ما در این جا آوردهایم –
لا تذهب الحشمۀ بینک و » : بیان فرموده است و ما بدون هیچگونه توضیح و شرحی به ذکر آنها بسنده کردیم. امام علیه السلام فرمود
مبادا حشمت و ادب مابین خود و برادر مسلمانت را از میان ببری، بخشی از آن را » «. بین أخیک، و ابق منها، فان ذهابها ذهاب الحیاء
[ صفحه ۳۱۳ ] «. عونک للضعیف من أفضل الصدقۀ » : و نیز فرمود «. حفظ کن که از میان رفتن ادب، باعث از بین رفتن حیا است
سختی ظلم را آن کس داند که » «. یعرف شده الجور من حکم به علیه » : و فرمود «. کمک تو به ناتوان، از بالاترین صدقه ها است »
تعجب نادان از عاقل بیشتر از » «. تعجب الجاهل من العاقل أکثر من تعجب العاقل من الجاهل » : و نیز فرمود «. بدان محکوم شده باشد
درخواست از » « لا تصلح المسألۀ الا فی ثلاث: فی دم منقطع، أو غرم مثقل، أو حاجۀ مدقعۀ » : و فرمود «. تعجب خردمند از نادان است
کسی روا نیست مگر در سه حاجت: در خونی که به گردن بیچارهای افتاده و دربارهی وام شخص تهیدست و یا نیازمندی آدم
مؤمن والاتر از کوه » « المؤمن أعز من الجبل، الجبل یستفل بالمعاول، و المؤمن لا یستفل دینه بشیء » : و فرمود «. خاکنشین و درمانده
أداء الأمانۀ و الصدق یجلبان » : و نیز فرمود «. است، کوه را به وسیله کلنگ از هم بپاشند ولی از دین مؤمن، به هیچ وسیله کاسته نشود
صفحه ۱۴۱ از ۲۷۲
ادای امانت و راستگویی، باعث جلب روزی و خیانت و دروغگویی، باعث فقر و » « الرزق، و الخیانۀ و الکذب یجلبان الفقر و النفاق
عبیدالله بن اسحق مداینی از آن بزرگوار پرسید: مردی وانمود میکند و به خدا سوگند میخورد که مرا دوست «. تنگدستی هستند
دلت را بیازمای، پس » «. امتحن قلبک فان تحبه و الا فلا » : میدارد، آیا من میتوانم به خدا قسم بخورم که او راست میگوید؟ فرمود
من تکلف ما لیس من عمله ضاع » : صفحه ۳۱۴ ] فرمود ] «. اگر دیدی که به دل، او را دوست میداری قسم بخور و اگر نه، قسم نخور
هر کس کاری را که به او مربوط نیست برعهده گیرد، عمل خود را تباه ساخته و بر آرمانش خیانت کرده » «. عمله، و خاب أمله
در زندگی خیری نیست، مگر برای دو کس: یکی آن که » «. لا خیر فی العیش الا لمسمع واع او عالم ناطق » : و نیز فرمود «. است
ان صلاحکم من صلاح سلطانکم، و ان السلطان العادل بمنزلۀ » : و فرمود «. گوش دهد و فرا گیرد، و دیگری آن که بداند و بگوید
خوبی شما برخاسته از مصلحت زمامدار شما است. » «. الوالد الرحیم، فأحبوا له ما تحبون لانفسکم و اکرهوا ما تکرهون لانفسکم
براستی که زمامدار عادل به منزلهی پدر مهربان است، پس برای او دوست بدارید آنچه را که برای خود دوست میدارید، و بر او
یا محمد کذب سمعک و بصرک عن أخیک و » : امام علیه السلام به محمد بن فضل فرمود «. نپسندید آنچه را که بر خود نمیپسندید
یا محمد! دیده و شنیدهات را نسبت به » «. ان شهد عندک خمسون قسامۀ، و قال لک قولا: فصدقه و کذبهم و لا تذیعن شیئا یشینه
برادر دینی، تکذیب کن هرچند که پنجاه گروه از مردم پیش تو سوگند یاد کنند. و او سخنی را به تو گوید، سخن او را باور کن و
من دعا قبل الثناء علی الله و الصلاه علی النبی (ص) کان کمن رمی » : فرمود «! سخنان ایشان را باور مکن و مبادا از او بدگویی کنی
هر کس پیش از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر (ص) دعا کند، مانند کسی است که بدون زه کمان، تیراندازی » «. بسهم بلا وتر
و نیز «. بالاترین عبادتها پس از معرفت خدا، انتظار فرج است » «. افضل العباده بعد المعرفۀ انتظار الفرج » : صفحه ۳۱۵ ] و فرمود ] «. کند
زیادی غم، باعث » «. کثره الهم تورث الهرم » : و فرمود «. محبت به مردم، نیمی از خرد است » «. التودد الی الناس نصف العقل » : فرمود
کمی عیال، » «. قلۀ العیال أحد الیسارین » : و فرمود «. شتابزدگی، باعث کجخلقی است » «. العجلۀ هی الخرق » : و فرمود «. پیری است
و نیز «. هر کس پدر و مادرش را غمگین سازد، ناسپاسی کرده است » «. من أحزن والدیه فقد عقهما » : و فرمود «. نوعی توانگری است
«. الصنیعۀ لا تکون صنیعۀ الا عند ذی دین أو حسب، و الله ینزل المعونۀ علی قدر المؤنۀ، و ینزل الصبر علی قدر المصیبۀ » : فرمود
نیکی به دیگران بجا نیست، مگر به دیندار و شخص خانوادهدار و اصیل، خداوند کمک را به اندازهی مصرف نازل میکند، و صبر »
اذا کان الجور أغلب من الحق لم یحل لأحد أن یطن بأحد خیرا حتی [ صفحه ۳۱۶ ] یعرف » : و فرمود «. را بقدر مصیبت فرو میفرستد
هرگاه ستمکاری بیش از درستی و حق باشد، بر کسی روا نیست تا به دیگری خوشبین باشد، مگر این که او را به » «. ذلک منه
مؤمن چون دو کفهی ترازو است، هرچه » «. المؤمن مثل کفتی المیزان کلما زید فی ایمانه زید فی بلائه » : و نیز فرمود «. نیکی بشناسد
امام علیه السلام در حالی که مردم میتی را میان قبر میگذاشتند حضور داشت، «. به ایمانش افزوده شود، بر گرفتاریاش افزون گردد
چیزی که آخرش این است، شایسته » «. ان شیئا هذا آخره لحقیق أن یزهد فی أوله، و ان شیئا هذا أوله لحقیق أن یخاف آخره » : فرمود
اشتدت مؤنۀ الدین و » : و فرمود «. است از آغازش پارسایی شود و چیزی که از آغازش آن است، سزاوار است که از پایانش بترسند
«. الدنیا، أما مؤنۀ الدنیا فانک لا تمد یدک الا وجدت فاجرا قد سبقک الیها، و أما مؤنۀ الآخره فانک لا تجد أعوانا یعینونک علیها
هزینهی دین و دنیا هر دو سختی است، اما هزینهی دنیا را، به هرچه دست دراز کنی، میبینی که تبهکاری در آن بر تو پیشی گرفته »
لا تبذل لاخوانک من نفسک ما » : و فرمود «. است، و اما هزینهی آخرت را، یار و یاوری نداری تا تو را در آن باره کمک کنند
برای دوستانت، از خود آنقدر مایه نگذار که زیانش برای تو بیش از سودی باشد که به آنها » «. ضرره علیک أعظم من منفعته لهم
أخذ أبی بیدی، و قال یا بنی: ان ابیمحمد بن علی أخذ بیدی، و قال ان أبی علی بن الحسین أخذ بیدی و قال: یا » : فرمود «. میرسد
بنی: افعل الخیر الی کل من طلبه [ صفحه ۳۱۷ ] منک فان کان من أهله فقد أصبت موضعه، و ان لم یکن له بأهل کنت أهله. ان
پدرم دستم را گرفت و فرمود: پسرم! پدرم محمد بن علی » «. شتمک رجل عن یمنک ثم تحول الی یسارک و اعتذر الیک فاقبل منه
صفحه ۱۴۲ از ۲۷۲
دست مرا گرفت و گفت: پدرم علی بن الحسین دستم را گرفت و فرمود: پسرم! هر کس از تو کار خیری را درخواست کرد، تو
انجام بده، اگر او شایسته بود، کار تو به جای خود قرار گرفته است و اگر او شایسته نبود، تو شایستهی چنان کاری بودهای و اگر
ما أهان الدنیا » : و نیز فرمود «. کسی از طرف راست تو را دشنام داد و بعد برگشت به طرف چپ تو و عذرخواهی کرد، از او بپذیر
هیچ گروهی هرگز دنیا را کوچک نشمردند، مگر » «. قوم الا هنأهم الله ایاها و بارک لهم فیها، و ما أعزها قوم قط الا بعضهم الله ایاها
این که خداوند، دنیا را برایشان گوارا ساخته و پربرکت قرار داد و هرگز قومی آن را عزیز نشمردند، مگر این که خداوند آن را
أما و الله لئن عز بالظلم فی الدنیا لیذلن » : در حضور امام علیه السلام نام بعضی از ستمگران برده شد، فرمود «. برایشان ناگوار ساخت
به خدا سوگند که هر آینه اگر وی به وسیلهی ستمگری در دنیا عزیز شود، در آخرت قطعا به وسیله عدالت » «. بالعدل فی الآخره
هر کس برای برادرش ناروایی به وجود آورد، در » «. من أتی الی أخیه مکروها فبنفسه بدأها » : فرمود «. ذلیل و خوار میگردد
آن که زاییدهی فقر باشد، توانگری او را به » «. من ولده الفقر أبطره الغنی » : و نیز فرمود «. حقیقت، اول آن را به خود روا داشته است
هیچ دو نفری یکدیگر را دشنام » [ صفحه ۳۱۸ ] «. ما استسب اثنان الا انحط الأعلی منهما الی المرتبۀ السفلی » : فرمود «. طغیان وادارد
المؤمن أخو المؤمن لامه و أبیه و ان لم یلده » : و نیز فرمود «. نمیدهند، مگر این که بالاترین آنها به پایینترین مرتبه تنزل میکند
«. أبوه، ملعون من اتهم أخاه، ملعون من لم ینصح لأخیه، ملعون من استأسر لأخیه، ملعون من احتجب عن أخیه، ملعون من اغتاب أخاه
مؤمن، برادر پدر و مادری مؤمن است، هرچند که فرزند پدر او نیست. از رحمت خدا بدور است آن که برادر مؤمنش را متهم »
کند، از رحمت خدا دور است آن که از برادر مؤمنش مؤاخذه کند، از رحمت خدا دور است آن که از برادر مؤمنش رو پنهان کند
کم وفائی، عیبی برای » «. قلۀ الوفاء عیب بالمروئۀ » : و فرمود «. و از رحمت خدا دور است آن کسی که غیبت برادر مؤمنش را بکند
نیکی پشت سر نیکی، چون غلی بر گردن » «. المعروف تلو المعروف غل لا یفکه الا مکافأه او شکر » : و فرمود «. جوانمردی است
اگر مدت » «. لو ظهرت الآجال لأفتضحت الآمال » : و فرمود «. انسان است که آن را جز پاداش دادن و یا سپاس گفتن، باز نمیکند
کم سپاسی، باعث کنار زدن » «. قلۀ الشکر تزهد فی اصطناع المعروف » : و نیز فرمود «. عمرها معلوم باشد، آرزوها به رسوایی کشند
من لم یکن له » : صفحه ۳۱۹ ] و نیز فرمود ] «. بالاترین بخشش، ادای امانت است » «. رأس السخاء أداء الأمانۀ » : فرمود «. کار نیک است
هر کس از خود، پند دهندهای نداشته باشد [ ۴۸۶ ] دشمنش – شیطان – به او » «.- من نفسه واعظ تمکن منه عدوه – یعنی به الشیطان
و نیز «. مغبون کسی است که یک ساعت از عمر خود را فریب خورده باشد » «. المغبون من غبن من عمره ساعۀ » : فرمود «. دست یابد
من ترک التماس » : فرمود «. آن که زیاد خوش اخلاق است، گشاده روئیاش معلوم نمیشود » «. من کثر خلقه لم یعرف بشره » : فرمود
هر کس در پی رسیدن به درجات والا با حالت نومیدی برآید، هرگز به بزرگی و » «. المعالی لانقطاع رجائه فیها لم ینل جسیما
أولی العلم بک ما لا یصلح لک العمل الا به، و أوجب العلم علیک ما أنت مسؤول عن العمل » : و فرمود «. بزرگواری نخواهد رسید
به، و ألزم العلم ما دلک علی صلاح قلبک و أظهر لک فساده، و أحمد العلم عاقبۀ ما زاد فی عقل العاقل، فلا تشغلن بعلم لا یضرک
بهترین دانش آن است که جز بدان وسیله عمل تو درست و اصلاح نگردد و » «. جهله، و لا تغفلن عن علم یزید فی جهلک ترکه
لازمترین علم آن است که تو از عمل به آن مؤاخذه شوی و ضروریترین دانش آن است که تو را بر آرایش دلت رهنمود باشد و
تباهی قلبت را بر تو آشکار سازد، و بهترین علم از نظر نتیجه، آن است که به عقل عاقل بیفزاید، بنابراین، مبادا سرگرم علمی بشوی
فرمود: «. که تو را نداستنش زیانی نرساند و مبادا از علمی غافل بمانی که ترک آن، [ صفحه ۳۲۰ ] باعث فزونی جهل تو گردد
مبادا در راه طاعت خدا چیزی را انفاق نکنی، که در راه معصیت خدا آن را » «. ایاک ان تمنع فی طاعۀ الله فتنفق مثلیه فی معصیۀ الله »
هر که دربارهی ذات خدا سخن » « من تکلم فی الله هلک، و من طلب الریاسۀ هلک، و من دخله العجب هلک » : فرمود «. انفاق کنی
مردی از آن بزرگوار «. گوید، هلاک شود و هر که طالب ریاست باشد، در هلاکت است و هر کس تکبر ورزید، هلاک گردید
ان لکلامک وجهین. فان کنت تسأل عن المخلوقین، فان الجواد الذی یؤدی ما افترض » : دربارهی معنی جواد پرسید، در پاسخ فرمود
صفحه ۱۴۳ از ۲۷۲
الله علیه و البخیل من بخل بما افترض الله علیه، و ان کنت تعنی الخالق فهو الجواد ان أعطی، و هو الجواد ان منع لأنه ان أعطاک
سخن تو دو چهره دارد: اگر منظور تو از جواد، مخلوق و بندگان است، » «. أعطاک ما لیس لک و ان منعک منعک ما لیس لک
بدان که جواد و مخلوق بخشنده کسی است که هرچه از طرف خدا بر او واجب است ادا کند و بخیل کسی است که حق واجب
خدا را دریغ کند. و اگر مقصودت جواد بودن خدا است، که اگر او بدهد جواد است و اگر ندهد باز هم جواد است، زیرا اگر
ان قوما یصحبون السلطان یتخذهم » : فرمود «. ببخشد، چیزی را داده که مال تو نیست و اگر نبخشد، چیزی را نداده که از آن تو نیست
گروهی مصاحب پادشاه میگردند، تا مؤمنان ایشان را پناهگاه خود بدانند، که آنان روز » «. المؤمنون کهوفا هم الآمنون یوم القیامۀ
فقیه واحد ینقذ یتیما من أیتامنا المنقطعین عن مشاهدتنا بتعلیم ما هو [ صفحه ۳۲۱ ] محتاج الیه أشد علی » : فرمود «. قیامت در امانند
ابلیس من ألف عابد، لان العابد همه ذات نفسه فقط، و هذا همه مع ذات نفسه ذوات عباد الله و امائه لینقذهم من ید ابلیس و مردته و
یک دانشمند و فقیه دینی که یتیمی از یتیمان بریده از دیدار ما را نجات » «. لذلک هو أفضل عند الله من ألف عابد و الف عابد
بخشد به وسیلهی آموختن چیزی که بدان نیازمند است، در برابر ابلیس استوارتر از هزار عابد است، زیرا که هدف عابد تنها نجات
خویشتن است اما هدف فقیه علاوه بر نجات خویشتن، نجات همهی بندگان خدا، از زن و مرد است، تا آنان را از دست ابلیس و
به امام موسی علیه السلام نوشتم و از » : عبدالله بن یحیی گوید «. پیروانش نجات بخشد. و از این رو وی از هزار، هزار عابد بالاتر است
این دعا پرسیدم: [الحمد لله منتهی علمه] در جواب نوشت: نباید بگویی: [منتهی علمه] زیرا که علم خدا را نهایتی نیست، بلکه باید
«. کلما أحدث الناس من الذنوب ما لم یکونوا یعملون أحدث الله لهم من البلاء ما لم یکونوا یعدون » : فرمود «.[ بگویی: [منتهی رضاه
هرچه مردم گناهان تازهای را مرتکب شوند که قبلا مرتکب نمیشدند، خداوند از جایی که خبر نداشتهاند با گرفتاریها و بلاهایی »
از ابوالحسن اول – امام کاظم علیه السلام دربارهی آیهی مبارکهی: [و من یتوکل » : علی بن سوید سائی گوید «. ایشان را روبرو کند
التوکل علی الله درجات: منه ان تتوکل علیه فی امورک کله، فما فعل بک کنت عنه » : علی الله فهو حسبه] [ ۴۸۷ ] پرسیدم، فرمود
توکل بر خدا درجاتی دارد: » «. راضیا. تعلم أنه لا یألوک الا خیرا و فضلا، و تعلم أن الحکم فی ذلک الیه، و تثق به فیها و فی غیرها
از جمله، آن که در تمام کارهایت بر او [ صفحه ۳۲۲ ] توکل کنی و هر چه او با تو کرد، راضی باشی و بدانی که او جز خیر و نیکی
ان أهل الأرض » : فرمود «. بر تو نمیپسندد و بدانی که قدرت در دست او است، و در آن کار و دیگر کارهایت به او اطمینان کنی
همانا مردم مورد لطف و بخششاند، مادامی که یکدیگر را دوست بدارند و » «. لمرحومون ما تحابوا و أدوا الأمانۀ و عملوا بالحق
لا تضیع حق أخیک اتکالا علی ما بینک و بینه فانه لیس بأخ من ضیعت حقه، و » : و فرمود «. امانت را ادا کنند و مطابق حق عمل کنند
حق برادرت را – به اعتماد دلبستگی به دوستی که بین تو و او است – تباه » «. لا یکونن أخوک أقوی علی قطیعتک منک علی صلته
نمیکنی، زیرا که برادر تو نیست کسی که حق او را تباه سازی و نباید برادر تو از تو نیرومندتر باشد در پیوستن و نیکی تو بر او، در
ان الأنبیاء و أولاد الأنبیاء و أتباع الأنبیاء خصوا بثلاث خصال، السقم فی الأبدان، و » : و نیز فرمود «. مقابل بریدن و بدی کردنش به تو
پیامبران و فرزندان و پیروانشان به داشتن سه خصلت ممتازند: ناراحتیهای جسمی، بیم از سلطان و » «. خوف السلطان و الفقر
باید » «. لا تخرجن من حد التقصیر فی عباده الله و طاعته فان الله عزوجل لا یعبد حق عبادته » : و به یکی از فرزندانش فرمود «. تنگدستی
«. خودت را از حد تقصیر در عبادت خدا و طاعت او بیرون بدانی، زیرا که خداوند عزوجل چنان که سزاوار است، ستایش نمیشود
ان الله عزوجل یقول: انی لم أغن الغنی لکرامۀ له علی و لم أفقر الفقیر [ صفحه ۳۲۳ ] لهوان به علی، و هو مما ابتلیت الأغنیاء » : فرمود
خدای عزوجل میگوید: همانا من به خاطر گرامیداشت، ثروتمند را ثروتمند » «. بالفقراء، و لو لا الفقراء لم یستوجب الأغنیاء الجنۀ
نمیکنم و نه به دلیل پستی و بیحرمتی فقیر، او را تنگ دست میگردانم. در حالی که این حالت، از چیزهایی است که ثروتمندان
هرگاه » «. اذا لم تستح فاعمل ما شئت » : فرمود «. را به وسیلهی فقرا میآزمایم، و اگر فقرا نبودند ثروتمندان مستحق بهشت نمیشدند
عباس بن هلال شامی نقل کرده است که من به ابوالحسن – موسی – «! حیا و شرم نداشتی هر کاری را که خواستی انجام بده
صفحه ۱۴۴ از ۲۷۲
علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! چقدر برای مردم شگفتآور است، کار آن کسی که خوراک درشت میخورد و لباس خشن
أما علمت أن یوسف نبی و ابننبی کان یلبس أقبیۀ الدیباج » : میپوشد و خاضع و خاشع است؟! امام علیه السلام در پاسخ فرمود
مزروره بالذهب فی مجالس آل فرعون فیحکم، فلم یحتج الناس الی لباسه و انما احتاجوا الی قسطه، و انما یحتاج من الامام اذا قال:
صدق، و اذا وعد انجز، و اذا حکم عدل، ان الله لم یحرم طعاما و لا شرابا من حلال، انما حرم الحرام قل أو کثر، و قد قال الله: من
آیا نمیدانی که حضرت یوسف پیامبر و فرزند پیامبر، قباهای حریر با حاشیه » «. حرم زینۀ الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق
طلایی بر تن میکرد و در جایگاه های آل فرعون مینشست و حکمرانی میکرد و مردم به لباس او نیازی نداشتند، بلکه محتاج عدل
و داد او بودند. و نسبت به امام نیز آنچه نیاز است، آن است که هرگاه سخنی را بگوید، راست گوید و هرگاه وعدهای دهد، وفا
کند و هرگاه داوری کند، به عدالت حکم کند. همانا خداوند هیچ خوردنی [ صفحه ۳۲۴ ] و آشامیدنی را که از حلال فراهم شده
باشد، حرام نفرموده، و تنها حرام را – چه کم و چه زیاد – حرام کرده است و خدای تعالی فرموده است: [قل من حرم زینۀ الله التی
سألت أباالحسن (ع) عن الکفر و الشرک أیهما أقدم » . [ ۴۸۸ ] . موسی بن بکر میگوید [ ۴۸۹ ] «[ اخرج لعباده و الطیبات من الرزق
فقال لی: ما عهدی بک تخاصم. فقلت: امرنی هشام بن سالم ان أسألک، فقال لی: الکفر أقدم و هو الجحود قال الله عزوجل: [الا
از ابوالحسن علیه السلام دربارهی کفر و شرک پرسیدم که کدام یک از آنها جلوتر » «.[. ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین
است؟ فرمود: به خاطر ندارم، که تو اهل مجادله باشی! عرض کردم: هشام بن سالم مرا مأمور کرد تا از شما این سؤال را بکنم.
. [۴۹۰] «[ فرمود: کفر جلوتر است و کفر عبارت از انکار است، خدای متعال میفرماید: [الا ابلیس أبی و استکبر و کان من الکافرین
سألت أباالحسن موسی (ع) عن الضعفاء – أی ضعفاء العقیده – فکتب (ع) لی: الضعیف من لم ترفع له حجۀ، و » : علی بن سوید گوید
از ابوالحسن – موسی – علیه السلام دربارهی ضعفاء، کسانی که » «. لم یعرف الاختلاف فاذا عرف الاختلاف فلیس بمستضعف
ضعیف عقیدتی هستند – پرسیدم، در پاسخ من نوشت: ضعیف کسی است که دلیلی بر او نرسیده و مورد اختلاف را نشناسد، پس
سألت أباالحسن عن العجب الذی یفسد » : علی بن سوید گوید «. هرگاه [ صفحه ۳۲۵ ] مورد اختلاف را بداند، او مستضعف نیست
العمل فقال (ع): العجب درجات منها أن یزین للعبد سوء عمله فیراه حسنا فیعجبه و یحسب أنه یحسن صنعا، و منها أن یؤمن العبد بربه
از ابوالحسن علیه السلام دربارهی خودخواهی که باعث تباهی عمل میشود، پرسیدم، » «. فیمن علی الله عزوجل، و لله علیه فیه المن
خودبینی درجاتی دارد: از جمله آن که، عمل بد انسان، برایش، نیک جلوه کند و آن را خوب ببیند و باعث خودخواهی او » : فرمود
گردد و تصور کند که کار نیکی انجام میدهد و از جمله آن که، بندهای به پروردگارش ایمان دارد و بر خداوند عزوجل منت
من طلب هذا الرزق من حله » : امام علیه السلام فرمود «. میگذارد، در حالی که خداوند را به خاطر ایمان به او، بر وی منت است
لیعود به علی نفسه و عیاله کان کالمجاهد فی سبیل الله فان غلب علیه فلیستدن علی الله و علی رسوله ما یقوت به عیاله فان مات و لم
یقضه کان علی الامام قضاؤه فان لم یقضه کان علیه وزره ان الله عزوجل یقول: انما الصدقات للفقراء و المساکین و العاملین، الی قوله
هر کس، روزی را از راه حلال بطلبد، تا بدان وسیله مشکل زندگی خود و خانوادهاش » «. تعالی: و الغارمین، و هذا فقیر مسکین مغرم
را رفع کند، همچون کسی خواهد بود که در راه خدا جهاد کند و اگر ناتوان و مغلوب شد، پس باید به مقدار خوراک لازم
خانواده، به حساب خدا و پیامبر، وام بگیرد و اگر از دنیا رفت و نتوانست ادا کند، بر عهدهی امام است که آن را ادا کند، اگر نه
گناه آن به گردن امام است. خداوند عزوجل میفرماید: [انما الصدقات للفقراء و المساکین و العاملین… و الغارمین] [ ۴۹۱ ] و این هم
قال رسول الله (ص): من أفتی الناس بغیر علم لعنته ملائکۀ » : فرمود «. تنگدست و هم [ صفحه ۳۲۶ ] درمانده و هم قرضدار است
رسول خدا (ص) فرموده است: هر کس بدون علم و آگاهی فتوا دهد فرشتگان آسمانها و زمین او را لعنت » «. السماوات و الأرض
بهتر از راستگویی، گویندهی آن، و بهتر از نیکی، انجام دهندهی آن » «. أحسن من الصدق قائله، و خیر من الخیر فاعله » : فرمود «. کنند
سألت أخی موسی بن جعفر فقلت له: أصلحک الله، أیکون المؤمن بخیلا؟ نعم. أیکون خائنا؟ لا – و » : علی بن جعفر میگوید «. است
صفحه ۱۴۵ از ۲۷۲
لا یکون کاذبا، ثم قال (ع): ان أبی حدثنی عن آبائه عن رسول الله (ص) أنه قال: کل خلۀ یطوی المؤمن علیها لیس الکذب و
از برادرم – موسی بن جعفر علیه السلام – پرسیدم و گفتم: خداوند حال شما را نیکو گرداند! آیا مؤمن ممکن است » «. الخیانۀ
بخیل باشد؟ آری. آیا ممکن است خیانتکار باشد؟ نه خیانتکار میشود و نه دروغگو، آنگاه فرمود: پدرم از پدرانش نقل کرد که
سأل رجل رسول الله » : و نیز فرمود «. رسول خدا (ص) فرمود: هر خصلتی را مؤمن ممکن است بر خود بگیرد، جز دروغ و خیانت
«. (ص) ما حق الوالد علی ولده؟ فقال (ص) لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله، و لا [ صفحه ۳۲۷ ] یستسب له
مردی از رسول خدا (ص) پرسید: حق پدر بر فرزند چیست؟ پیامبر (ص) فرمود: پدر را به نام، نام نبرد و جلوتر از او راه نرود و قبل »
قال رسول الله (ص): من اصبح و هو لا » : و فرمود «. از او در مجلس ننشیند و کاری نکند که مردم به خاطر آن، پدرش را دشنام دهند
رسول خدا (ص) فرموده است: هر کس صبح کند در حالی که به فکر ستم کردن بر کسی نباشد، » « یهم بظلم احد غفر الله ما اجترم
جاء رجل الی رسول الله (ص) فقال له یا رسول الله ما حق ابنی هذا؟ فقال (ص): ان تحسن » : و فرمود «. خداوند گناهان او را بیامرزد
مردی خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: یا رسول الله حق این فرزندم بر من چیست؟ رسول خدا » «. اسمه و أدبه
«. فرمود: نعم المال النخل الراسخات فی الوحل المطعمات فی المحل «! (ص) فرمود: آن است که، اسم و ادب او را نیکو گردانی
از «. بهترین ثروت، درختان خرمای ریشهداری است که در گل نرم ریشه دوانده و محصولش در همان جا مورد استفاده قرار گیرد »
سخنان جامع و کلمات قصار امام موسی بن جعفر علیه السلام به همین مقدار بسنده میکنیم، در صورتی که آثار دیگری امام
علیه السلام در رد بیدینان و دیگران دارد که در آینده – به هنگام بیان مشکلات دوران زندگی آن بزرگوار – آنها را نقل خواهیم
کرد. در ذیل پارهای از مصادری که این سخنان ارزشمند را از آنها برگرفتهایم نام میبریم که عبارتند از: ۱ – وسائل الشیعه: تألیف
۲ – من لا یحضره الفقیه: تألیف شیخ صدوق، محمد بن علی قمی. ۳ – محاسن: تألیف [ محمد بن حسن حر عاملی. [ صفحه ۳۲۸
ابوجعفر، محمد بن محمد برقی. ۴ – اصول کافی: از ابوجعفر، محمد بن یعقوب کلینی رازی. ۵ – عیون اخبار الرضا: تألیف شیخ
صدوق، محمد بن علی قمی. ۶ – اعیان الشیعه: تألیف سید محسن امین، عاملی. ۷ – میزان الاعتدال: تألیف محمد بن احمد ذهبی. ۸
– الاتحاف فی حب الاشراف: تألیف شبراوی. ۹ – نورالابصار: تألیف شبلنجی. ۱۰ – احتجاج: تألیف طبرسی. ۱۱ – قرب الاسناد: از
عبدالله بن جعفر حمیری. ۱۲ – وافی: تألیف ملا محسن فیض کاشانی. ۱۳ – تاریخ یعقوبی: تألیف احمد بن ابییعقوب، معروف به
۱۵ – تحف العقول: تألیف حسن بن علی. ۱۶ – نزهۀ الناظر فی تنبیه . [ ابنواضح. ۱۴ – مجموعهی ورام: از ورام بن ابیفراس [ ۴۹۲
[ الخاطر: تألیف حسین بن محمد حلوانی. [ صفحه ۳۳۱
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام کاظم علیهالسلام نوشته: محمد رضا عطایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *